close
تبلیغات
ثبت لینک و بنر در اینجا
کسب درآمد اینترنتی
تبلیغات پاپ آپ
loading...
YourAds Here YourAds Here

آژانس تبلیغاتی و دیجیتال مارکتینگ آران

بازدید : 4
يکشنبه 29 تير 1399 زمان : 15:10

طراحی وب چیست؟ در این مقاله با مهارتهایی همچون طراحی بصری تا طراحی اصولی، از سفر کاربر تا طراحی اختصاصی صفحات و تمامی جنبههای طراحی وب آشنا میشوید. طراحی وب به مهارت زیادی نیاز دارد. فرد باید مهارتهای مختلفی را برای طراحی وب به کار ببندد، از طراحی بصری (وبسایت چگونه به نظر میرسد) تا طراحی اساسی (وبسایت چگونه کار میکند). برای تسهیل این مسیر، راهنمایی که در ادامه آمده، آماده شده است.

در این مطلب، ما روی اصول اصلی، موارد اکتشافی و رویکردهایی تمرکز خواهیم کرد که به شما در ساخت تجربه کاربری عالی برای وبسایتتان، کمک شایانی خواهد کرد.

با چیزهای جهانی همچون سفر کاربر (چگونگی تعریف اسکلت وبسایت) شروع میکنیم و سپس به صفحات اختصاصی میپردازیم (چه چیزی باید در طول طراحی وب در نظر گرفته شود).

همچنین همه جنبههای اساسی طراحی وب همچون پوشش تلفن همراه و تستهای مختلف را بررسی میکنیم.

طراحی سفر کاربر

معماری اطلاعات

افراد اغلب از اصطلاح «معماری اطلاعات» (IA) برای تعریف منوهای یک وبسایت استفاده میکنند. اما این درست نیست. درحالیکه منوها بخشی از IA هستند اما فقط یکی از جنبههای آن به شمار میروند.

IA بهطورکلی به معنای سازماندهی اطلاعات به شکلی شفاف و منطقی است. چنین سازماندهی، هدف شفافی را دنبال میکند: کمک به کاربران جهت هدایتپذیری در مسیر پیچیدهای از اطلاعات. IA خوب، سلسلهمراتبی میسازد که هم ردیف انتظارات کاربران است. اما سلسلهمراتب خوب و هدایت بصری به شکل اتفاقی، رخ نمیدهد. آنها نتیجه تحقیق و آزمایش کامل کاربر هستند.

راههای زیادی برای تحقیق درباره نیازهای کاربر وجود دارد. اغلب، یک معمار اطلاعات نقش فعالی در مصاحبههای کاربر یا مرتبسازی کارتها دارد، جایی که معمار به طور مستقیم انتظارات کاربر را میشنود یا میبیند و کاربران احتمالی چگونه گروههای مختلف اطلاعاتی را دستهبندی میکنند.

همچنین معماران اطلاعات دسترسی به نتایج آزمایشهای قابلاستفاده برای دیدن اینکه آیا کاربران قادر به هدایت شدن به شکل مؤثر هستند یا نه را نیاز دارند.

(مرتبسازی کارت روش سادهای برای فهمیدن این است که چگونه میتوان به بهترین شکل محتوا را بر اساس ورودی کاربر، دستهبندی کرد. یکی از دلایل اینکه چرا معماران اطلاعات از مرتبسازی کارت خوششان میآید به خاطر شفافیت الگوهایی است که معمولاً در دل این مسیر به وجود میآید.)

ساختار منو باید مبتنی بر نتایج مصاحبههای کاربر باشد و مرتبسازی کارت باید برای اینکه بفهمیم مدل ذهنی کاربر رضایتبخش است یا نه، مورد آزمایش قرار گیرد. محققان UX از تکنیکی به نام آزمایش درخت استفاده میکنند تا ثابت کنند موفق عمل میکند یا نه. این کار درست پیش از طراحی وب برای رابط کاربری واقعی انجام میشود.

(آزمایش درختی، روشی قابلاعتماد برای فهمیدن این است که کاربر میتواند با ساختار منوهای پیشنهاد شده کار کند یا نه)

هدایت جهانی

هدایت سنگ بنای کاربردی بودن است. اگر کاربران نتوانند در وبسایت شما مسیرشان را پیدا کنند، مهم نیست وبسایتی که ساختهاید چقدر ظاهر خوبی داشته باشد. به همین خاطر در ناوبری وبسایتتان باید چند اصل را رعایت کنید:

سادگی. ناوبری باید طوری طراحی شود تا بازدیدکنندگان را به جایی که میخواهند بروند جذب کند و این کار باید با سریعترین کلیک ممکن اتفاق بیفتد.

  • شفافیت. هیچ حدسی درباره اینکه هر گزینه ناوبری چه معنایی خواهند داشت، نباید وجود داشته باشد. همه گزینههای ناوبری باید بهخودیخود، برای بازدیدکننده معنا شوند.
  • ثبات. سیستم ناوبری باید در همه صفحات وبسایت مشابه باشد.

چند نکته را در هنگام طراحی وب ناوبری در نظر بگیرید:

الگوی منوی سایت را مبتنی بر نیازهای کاربران انتخاب کنید. منوی سایت باید منطبق با نیازهای اکثریت کاربران وبسایتتان باشد. یک گروه مخاطب هدف معین، انتظار نوع خاصی از تعامل با وبسایت شما را دارند، پس کاری کنید این انتظارات به نفع شما تمام شود. برای مثال، از منوی همبرگری پرهیز کنید اگر اکثریت کاربران شما با معنای آیکونها به خودی خود آشنا نیستند.

  • آپشن های منو را اولویتبندی کنید. یک روش ساده برای اولویتبندی گزینههای ناوبری این است که سطوح مختلفی از اولویت (بالا، متوسط، کم) را به امور کاربران اختصاص دهید و سپس این اولویتها را در مسیر انتخابهای کاربر اولویتبندی کنید و آنها را مشخص کنید.
  • کاری کنید، دیده شوند. همانطور که جیکوب نیلسن میگوید، شناخت چیزی آسانتر از به خاطر آوردن آن است. حجم حافظه کاربر را با مرئی ساختن دائمی همه گزینههای مهم منوی سایت کوچک کنید. مهمترین گزینههای منوی سایت باید همیشه در دسترس باشند نه فقط وقتی پیشبینی میکنید، کاربر به آن نیاز خواهد داشت.
  • مکان فعلی در وبسایت را نشان دهید. «من کجا هستم؟» سؤالی اساسی است که کاربران به منظور هدایت مؤثر در وبسایت نیاز به پاسخ آن دارند. عدم نشان دادن مکان فعلی، مشکل رایجی است که در بسیاری از وبسایتها وجود دارد. به چیزی برای نشان دادن مکان فعلی بازدیدکننده فکر کنید.

لینکها و گزینههای منوی سایت

لینکها و گزینههای ناوبری، عوامل کلیدی در پروسه هدایت و داشتن اثر مؤثر در سفر کاربر هستند. در ادامه قوانینی درباره این عناصر تعاملی آمده است:

تفاوت میان لینکها داخلی و خارجی را بشناسید. کاربران انتظار رفتار متفاوتی برای لینکهای داخلی و خارجی دارند. همه لینکهای داخلی باید در تب مشابه باز شوند (به این صورت شما به کاربر این اجازه را میدهید تا از گزینه «برگشت» استفاده کند). اگر تصمیم گرفتید لینک خارجی در صفحهای جدید باز شوند، باید هشداری پیش از اینکه صفحه جدید یا تب جدیدی باز شود، بنویسید. میتوانید برای این کار، متنی را به لینک اضافه کنید، برای مثال «در صفحه جدیدی باز میشود».

  • رنگ لینکهای بازدید شده را عوض کنید. وقتی لینکهایی که بازدید شدهاند، رنگشان تغییری نکند، کاربر ممکن است بدون هیچ قصد قبلی مجدداً آن صفحات را باز کند.
  • همه لینکها را دو بار بررسی کنید. کاربر به راحتی میتواند با کلیک بر روی یک لینک و مواجهه با صفحه ارور 404 در ادامه ناامید شود. وقتی یک بازدیدکننده در حال جستجو برای محتوا است، انتظار دارد همه لینکهایی که او جوابش را در آنها دیده، به صفحه ارور 404 یا هر جای دیگری که انتظارش را ندارد، ختم نشود.

دکمه «برگشت» در مرورگر

دکمه «برگشت» شاید دومین دکمه کنترل UI مشهور در مرورگر باشد (بعد از قسمت خالی جستجو). مطمئن شوید دکمه «برگشت» مطابق انتظارات کاربر کار میکند.

وقتی کاربری لینکی را روی صفحه دنبال میکند و سپس دکمه «برگشت» را میزند، انتظار دارد به جای مشابهی که قبلاً در صفحه اصلی داشته برگردد.

از موقعیتهایی که در آن کلیک کردن روی «برگشت»، کاربر را به بالای صفحه ابتدایی برمیگرداند به جای اینکه در جای قبلی که آن را ترک کرده بوده بازگرداند، به شدت پرهیز کنید.

گم شدن جایی که روی آن بودند، کاربر را وادار میکند تا محتوایی که پیش از این گشته را مجدداً بگردد. جای تعجبی ندارد که کاربران به سرعت بدون وجود عملکرد «برگشت به موقعیت قبلی» ناامید میشوند.

بردکرامب، مجموعهای است از لینکهای متنی است که به عنوان راهنمای ناوبری در وبسایتها مفید واقع میشوند. این دومین طرح ناوبری است که معمولاً موقعیت مکانی کاربر در وبسایت را به او نشان میدهد.

درحالیکه این عنصر نیاز به توضیحات فراوانی ندارد، اما اشاره به برخی نکات حائز اهمیت است:

  • از بردکرامب به عنوان جایگزینی برای ناوبری اولیه استفاده نکنید. ناوبری اولیه باید عنصری است که کاربر را هدایت میکند، درحالیکه بردکرامب صرفاً کاربر را حمایت میکند. تکیه بر بردکرامب به عنوان روش اولیه ناوبری به جای یک ویژگی اضافه، معمولاً نشاندهنده ضعف در طراحی وب ناوبری است.
  • از پیکان به عنوان جداساز استفاده کنید نه اسلش. هر سطح را بهوضوح از هم جدا کنید. نشانگر بزرگتر از (>) یا پیکان به سمت راست (→)توصیه میشود، چرا که این نشانهها، نمایانگر مسیر هستند. یک اسلش رو به جلو (/) به عنوان جداساز برای وبسایتهای تجارت الکترونیک اصلاً توصیه نمیشود. اگر قرار است از آن استفاده کنید مطمئن شوید هیچ دستهبندی محصولی هرگز از یک اسلش استفاده نمیکند.

جستجو

برخی کاربران وارد یک وبسایت میشوند و به دنبال چیز مشخصی هستند. آنها نمیخواهند از گزینههای ناوبری استفاده کنند. آنها میخواهند در قسمت جستجو بنویسند و چیزی که دنبالش هستند را ثبت کنند و صفحه موردنظرشان را پیدا کنند.

قوانین سادهای که در ادامه آمده را در هنگام طراحی وب قسمت جستجو، دنبال کنید:

  • قسمت جستجو را جایی بگذارید که کاربران انتظار پیدا کردنش را دارند. جدول زیر بر اساس مطالعهای از ای. داون شیخ و کیسی لنز آماده شده است. این جدول، موقعیت مورد انتظار بخش جستجو را مطابق نظرسنجی از 142 شرکتکننده نشان میدهد. این مطالعه نشان میدهد که مناسبترین نقطه بالا سمت چپ یا بالا سمت راست هر صفحه وبسایت است. کاربران میتوانند به راحتی آن را با استفاده از «الگوی F شکل» پیدا کنند.
  • جستجو را در وبسایتهای غنی از محتوا، به طور دائم نمایش دهید. اگر جستجو از مهمترین عناصر وبسایت شما است، آن را به صورت دائم نمایش دهید چرا که میتواند سریعترین مسیر برای کمک به کاربرانتان باشد.
  • اندازه مناسبی برای قسمت جستجو در نظر بگیرید. کوچک کردن بخش جستجو، اشتباه رایجی است که بیشتر طراحان مرتکب میشوند. البته، کاربران میتوانند متنی طولانی در بخشی کوچک تایپ کنند اما تنها بخشی از متن برایشان مشخص است که قابلیت استفاده این بخش جستجو را پایین میآورد چرا که دیدن کل متن برایشان امکانپذیر نیست. درواقع وقتی یک بخش جستجو بسیار کوچک است، کاربران وادار میشوند از کلمات کم برای جستجوی چیزی که میخواهند، استفاده کنند. گروه نیلسن نورمن، بخش جستجویی که بتوان در آن 27 حرف را دید پیشنهاد میکنند چرا که 90 درصد جستجوها همین اندازه را شامل میشوند.
  • بخش جستجو را در همه صفحات وب قرار دهید. بخش جستجو را در همه صفحات نشان دهید چرا که اگر کاربری نتواند محتوای مورد نظرش را پیدا کند، بیتوجه به اینکه کجای وبسایت قرار دارد، سعی میکند از قسمت جستجو استفاده کند.

طراحی وب صفحات اختصاصی

  • استراتژی محتوا

شاید مهمترین چیز درباره استراتژی محتوا تمرکز بر روی اهداف صفحات به صورت جداگانه باشد. فهمیدن هدف صفحه و نوشتن محتوا مطابق با هدف.

در ادامه چند نکته کاربردی در ارتباط با بهبود جامعیت محتوا آمده است:

از تلنبار اطلاعات پرهیز کنید.

تلنبار اطلاعات یکی از مشکلات جدی است. باعث میشود تا کاربران نتوانند تصمیم بگیرند یا کاری کنند، چرا که احساس میکنند اطلاعات زیادی برای مصرفشان وجود دارد.

روشهای سادهای برای کاهش سطح اطلاعات وجود دارد. یکی از تکنیکهای رایج، خرد کردن محتوا به محتواهای کوچکتر برای کمک به فهم کاربران و هضم بهتر آن است. یک فرم پرداخت بهترین مثال است.

حداکثر 5 تا 7 ورودی را در هر صفحه پرداخت نمایش میدهد و موارد جزئیتر را به تدریج نمایش میدهد.

از اصطلاحات خاص پرهیز کنید.

هر اصطلاح یا عبارت ناشناخته که بر روی صفحه ظاهر شود، بار شناختی کاربر را افزایش میدهد. شرط درست عمل کردن این است که برای همه خوانندگان بنویسید و کلماتی انتخاب کنید که فهم آن برای همه گروههای کاربر ساده و شفاف باشد.

بخشهایی با محتوای طولانی که جزئیات بسیاری دارند را کم کنید.

در جایی که تلنباری اطلاعات وجود دارد سعی کنید از پاراگرافهای طولانی متنی استفاده نکنید، به خصوص اگر وبسایت شما مبتنی بر مصرف اطلاعات و محتوا نیست.

برای مثال، اگر نیاز به فراهم کردن جزئیات درباره خدمت یا محصولی که دارید میباشد، سعی کنید جزئیات را به صورت قدم به قدم ارائه کنید. کم بنویسید تا خوانده شود. طبق گفته رابرت گانینگز در کتابش به نام «چگونگی شفافسازی نویسندگی تجاری» برای خواندن راحت، بیشتر جملات باید 20 کلمهای یا کمتر باشند.

از بزرگنویسی همه حروف پرهیز کنید.

همه متونی که بزرگ نوشته میشوند به شکل کوچکش هم خواندنی هستند درست مثل لوگوها. با این حال از کلمات طولانی (همچون پاراگرافها، برچسبها یا توصیهها به صورت بزرگ) خودداری نمایید.

همانطور که مایلز تینکر در کتابش به نام خوانایی چاپ اشاره کرده، همه کلماتی که بزرگ نوشته میشوند سرعت خواندن را کم میکنند. همچنین بیشتر خوانندگان این جور متون را خواندنی نمیدانند.

  • ساختار صفحه

یک صفحه با ساختار خوب، اینگونه است که به کاربر هر چیزی که به آن نیاز دارد را نشان میدهد کجا واقعشده است. درحالیکه هیچ قانون خاصی وجود ندارد، راهنماییهای کمی وجود دارند که به شما در ساخت ساختاری یکپارچه کمک خواهند کرد:

ساختار صفحه خود را قابل پیشبینی کنید.

طراحی وب تان را مطابق انتظارات کاربر خود اجرا نمایید. وبسایتهایی با دستهبندی مشابه را در نظر بگیرید و ببینید کدام عناصر را برای استفاده در کدام صفحه به کار گرفتهاند. از الگوهایی که مخاطب هدف شما با آن آشنا است استفاده کنید.

از شبکه طرح استفاده کنید.

شبکه طرح، یک صفحه را به مناطق اصلی تقسیم میکند و روابط میان عناصر را با اندازه و موقعیتهای مکانیشان تعریف میکند. با کمک شبکه، ترکیب بخشهای متفاوت یک صفحه به صورت طرحی منسجم، آسانتر میشود.

(سیستمهای طرح و شبکهها، بخشی از میراث طراحی وب هستند و هنوز هم به دنیایی چند صفحهای مرتبط هستند. شبکههای طرح ادوبی XD، این امکان را به طراحان میدهد تا طراحیهای منظمی برای صفحه نمایشهای مختلف آماده کنند و عناصر متناسب با یکدیگر را از طریق سفارشیسازی شبکهها، مدیریت کنند.)

از وایرفریم وفاداری کم به محصول نهایی برای جلوگیری از شلختگی استفاده کنید.

شلختگی زیاد باعث کاهش ارتباط با مخاطب میشود. هر دکمه، تصویر و خط متنی که اضافه میشود، صفحه را پیچیدهتر میکند. پیش از ساختن صفحه با عناصر واقعی، یک وایرفریم بسازید، آن را تجزیه و تحلیل کنید و سپس از شر هر چیزی که ضروری نیست خلاص شوید.

  • سلسلهمراتب بصری

افراد بیشتر دوست دارند نگاهی اجمالی به صفحه وب بیندازند به جای اینکه هر چیزی که درون آن است را بخوانند. بنابراین، اگر بازدیدکنندهای میخواهد محتوایی پیدا کند یا کاری انجام دهد، شروع به مرور اجمالی میاندازد تا جایی که لازم است برود را پیدا کند.

شما به عنوان طراح، میتوانید با طراحی سلسلهمراتب بصری خوب، به آنها کمک کنید. سلسلهمراتب بصری به ارائه منظم عناصر به ترتیبی که نشاندهنده میزان اهمیتشان است، اشاره دارد (یعنی، جایی که چشم بازدیدکننده باید در ابتدا متمرکز شود و سپس به کجا نگاه کند و همین طور الی آخر). یک سلسلهمراتب بصری مناسب، مرور اجمالی وبسایت را ساده میسازد.

از الگوهای مرور طبیعی استفاده کنید. به عنوان طراح، ما کنترل زیادی روی اینکه افراد وقتی صفحهای را میبینند، به کجا نگاه کنند، داریم. برای تنظیم مسیری درست برای چشمهای بازدیدکنندگان، میتوانیم از دو الگوی مرور طبیعی استفاده کنیم. الگوی F شکل و الگوی Z شکل. برای صفحات محتوا-محور، همچون مقالات و مطالب جستجو شده، الگوی F بهتر است چرا که الگوی Z برای صفحاتی است که متن-محور نباشند.

  • به لحاظ بصری، عناصر مهم را اولویتبندی کنید. نقاط کانونی عناوین صفحه، فرمهای ثبتنام، گزینههای ناوبری و دیگر محتوای مهمی که میخواهید بازدیدکنندگان به ترتیب ببینند را مشخص کنید.
  • برای شفاف ساختن سلسلهمراتب بصری، موکاپ بسازید. موکاپها این امکان را به طراحان میدهند تا ببینند یک صفحه وقتی دادههای واقعی روی آن قرار بگیرد چگونه به نظر میرسد. تنظیم مجدد عناصر در یک موکاپ بسیار سادهتر از وقتی است که طراح مشغول ساخت صفحه وب باشد.

رفتار اسکرول کردن

افسانهای که میان طراحان وب وجود دارد این است که افراد اسکرول نمیکنند. برای روشن شدن موضوع باید بگوییم: امروزه، همه اسکرول میکنند.

بهبود رفتار اسکرول کردن با رعایت کردن چند نکته زیر امکانپذیر است:

افراد را به سمت اسکرول کردن تشویق کنید.

با وجود این حقیقت که افراد معمولاً به محض باز شدن یک صفحه شروع به اسکرول میکنند، اما محتوای بالای صفحه هنوز هم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

چیزی که در بالای صفحه قرار میگیرد، اثر و انتظار کیفیت برای بازدیدکنندگان است. افراد اسکرول میکنند اما تنها وقتیکه محتوای بالای صفحه برایشان تعلیق داشته باشد. بنابراین، قویترین محتوای خود را در بالای صفحه قرار دهید.

معرفی خوبی ارائه دهید. یک معرفی خوب، زمینه را برای محتوا و پاسخ به سؤالات کاربر فراهم میسازد که «این صفحه درباره چیست؟»

  • از تصاویر درگیرکننده استفاده کنید. کاربران دقت زیادی به تصاویری که اطلاعات مرتبطی با محتوا داشته باشد، میکنند.

گزینههای ناوبری ثابت.

وقتی صفحات طولانی میسازید به خاطر داشته باشید که کاربران هنوز به موقعیت اولیهای که در آن بودند گرایش دارند و نیز نیاز دارند تا منوی ناوبری همراهشان باشد.

صفحات طولانی میتوانند ناوبری کاربران را دچار مشکل کنند اگر نوار ناوبری در هنگام اسکرول شدن، از بین برود، آنها همیشه مجبورند وقتی در انتهای وبسایت قرار دارند مجدداً، اسکرول کنند و به بالای صفحه وبسایت برسند.

راهحل مشخص این موضوع منوی چسبان است که موقعیت اولیه را نشان میدهد و همیشه بر روی صفحه قرار دارد.

در هنگام بارگذاری محتوای جدید، بازخورد بصری ارائه کنید.

به خصوص برای صفحات وبی که بارگذاری محتوا به صورت پویا انجام میشود (همچون وبسایتهای خبری)، بسیار مهم است.

چرا که بارگذاری محتوا در طول اسکرول کردن قرار است بسیار سریع باشد (نباید بیش از 2 تا 10 ثانیه طول بکشد)، شما میتوانید از انیمیشنهای جذاب برای نشان دادن اینکه سیستم مشغول کار است، استفاده کنید.

اسکرول کردن را ندزدید.

اسکرول دزدیده شده یکی از اعصابخردکنترین چیز است چرا که کنترل کاربر را از او میگیرد و رفتار اسکرول کردن به حد زیادی غیر قابل پیشبینی میشود. وقتی طراحی وب میکنید این اجازه را به کاربر دهید تا حرکت کردن در وبسایت را به عهده بگیرند.

  • بارگذاری محتوا

بارگذاری محتوا ارزش شفافیت اضافه را دارد. درحالیکه پاسخ سریع، بهترین عملکرد است اما اوقاتی وجود دارد که وبسایت شما نیاز به زمان بیشتری برای انتقال محتوا به بازدیدکننده دارد.

سرعت اینترنت بد میتواند باعث واکنش کند شود یا عملیات ممکن است کمی طول بکشد تا تکمیل شود. اما مهم نیست دلیل چنین رفتاری چه باشد، وبسایت شما باید سریع واکنش نشان دهد.

مطمئن شوید بارگذاری معمولی وبسایتتان، طول نمیکشد.

میزان توجه و صبر کاربران بسیار کم است. طبق تحقیقات گروه نیلسن نورمن، 10 ثانیه محدوده زمانی است که توجه کاربر به کاری معطوف میشود.

وقتی بازدیدکنندگان مجبور میشوند برای بارگذاری وبسایتی صبر کنند، ناامید میشوند و احتمالاً اگر وبسایت به سرعت برایشان بارگذاری نشود آن را ترک میکنند. حتی با بهترین طراحی وب بصری هم که باشد، کاربر در صورت طولانی شدن زمان بارگذاری آن را ترک میکند.

از اسکلتهای صفحه نمایش در طول بارگذاری استفاده کنید.

بسیاری از وبسایتها از نشانگر پیشرفت برای نشان دادن اینکه دادهها در حال بارگذاری است، استفاده میکنند. درحالیکه قصد پشت نشانگر پیشرفت مثبت است (ارائه بازخورد بصری)، نتیجه ممکن است منفی باشد.

همانطور که لوک وروبلسکی اشاره میکند «نشانگر پیشرفت، به این اشاره دارد که افراد باید منتظر بمانند. درست مثل نگاه کردن به ساعتوقتی این کار را میکنید، انگار زمان میایستد

جایگزینی عالی به جای نشانگر پیشرفت وجود دارد: اسکلتهای صفحه نمایش. این صفحات اساساً نسخه موقتی و خالی صفحه هستند که در آن اطلاعات به تدریج بارگذاری میشوند.

بهجاینمایشنشانگربارگذاری،طراحانمیتوانند از اسکلتهای صفحه نمایش برای جلب توجه کاربر روی پیشرفت واقعی استفاده کنند و انتظار کاربر برای چیزی که قرار است پیش بیاید را برآورده میسازند.

اینکارحسیمیسازد که انگار همه چیز به سرعت در حال رخ دادن است، همانطور که اطلاعات به تدریج نمایش داده میشوند و افراد میبینند که وبسایت واقعاً دارد کاری انجام میدهد و ارزش صبر کردن دارد.

دکمهها

دکمهها برای ایجاد جریان ارتباطی نرم بسیار مهم است. ارزش این را دارد که برای داشتن بهترین عملکرد با دکمهها، به این نکات توجه کنید:

مطمئن شوید عناصر قابل کلیک شبیه یکدیگر باشند.

با دکمهها و دیگر عناصر تعاملی، به این فکر کنید که میزان برقراری ارتباط مؤثر دکمههای شما چقدر است. کاربران چگونه آن عنصر را به عنوان دکمه میفهمند؟ فرم باید تابعی را دنبال کند: شکلی که یک چیز به نظر میرسد به کاربران نحوه استفاده خودش را توضیح میدهد.

عناصر بصری که شبیه دکمه یا لینک هستند اما قابل کلیک نیستند (همچون کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده که لینک نیستند یا عناصری که پسزمینه مستطیلی پشتشان دارند اما دکمه نیستند.) به راحتی میتوانند کاربران را گیج کنند.

دکمهها را طبق کاری که انجام میدهند، برچسبگذاری کنید.

برچسب روی هر عنصر واکنشگرایی همیشه باید به آن کارکردی که برای کاربر دارد اشاره کند. کاربران احساس راحتتری میکنند اگر عملکرد دکمه را از ابتدا بدانند.

برچسبهای گیجکننده همچون «ثبت کنید» و برچسبهای انتزاعی (همچون در حال پیگیری) اطلاعات کافی درباره عملکرد دکمه نمیدهند.

طراحی وب دکمهها باید دائمی باشد.

چه آگاهانه یا غیرآگاهانه، کاربران جزئیات را به خاطر میآورند. در هنگام مرور یک وبسایت، آنها شکل عنصر خاصی را با عملکرد دکمه مرتبط میسازند.

بنابراین، تداوم نهتنها به یک طراحی وب زیبا منجر میشود بلکه تجربه آشنایی برای کاربران به همراه دارد. استفاده از سه شکل متفاوت در یک بخش وبسایت (همچون نوار سیستم) نهتنها گیجکننده بلکه شلخته نیز هست.

طراحی صفحات اختصاصی

هویت بصری

همانطور که میگویند، یک تصویر ارزش هزاران کلمه را دارد. بشر موجودی بصریپسند است و قادر است به سرعت اطلاعات بصری را پردازش کند؛ 90 درصد اطلاعاتی که دریافت میکنید و به مغز ما منتقل میشود، بصری است.

تصاویر، روشی قدرتمند برای جلب توجه کاربر و تمایز محصولات است. یک تصویر میتواند اطلاعات بیشتری را نسبت به بلوکهای طراحیشده متنی به بیننده منتقل کند. علاوه بر این، تصاویر از موانع زبانی بهگونهای عبور میکنند که برای متن ساده نیست.

اصولی که در ادامه آمده به شما در یکپارچهسازی تصاویر طراحی وب سایت تان کمک میکند:

  • مطمئن شوید تصاویر مرتبط هستند. یکی از بزرگترین خطرات در طراحی وب، تصاویری است که پیامهای اشتباه منتقل میکنند. تصاویری را انتخاب کنید که به شکلی قدرتمند اهداف محصولات شما را حمایت میکنند و مطمئن شوید تصاویرتان با متن شما مرتبط باشند.
  • از عکسهای عمومی افراد استفاده نکنید. استفاده از صورت انسان در طراحی وب روشی مؤثر برای درگیر کردن کاربران است. دیدن صورتهای دیگر انسانها باعث میشود افراد حس کنند دارند به آنها متصل میشوند و فقط قرار نیست محصولی بخرند. با این حال، بسیاری از وبسایتها از عکسهای عمومی مردم برای ساخت حس اعتماد استفاده میکنند. آزمایشات نشان میدهد چنین عکسهایی بهندرت ارزش طراحی دارد.
  • از تصاویر با کیفیت بالا استفاده کنید. کیفیت تصاویر وبسایت شما تأثیر بسیار زیادی روی انتظار کاربرانتان از خدمات شما میگذارد. مطمئن شوید تصاویری که میگذارید به اندازه همه پلتفرمها باشند. تصاویر نباید کیفیت پیکسلی داشته باشند بنابراین حتماً اندازههای رزولوشن آن را بررسی کنید. عکسها را با کیفیت اصلیشان نمایش دهید.

ویدئو

با افزایش سرعت اینترنت، ویدئوها بسیار محبوب شدند به خصوص با در نظر گرفتن اینکه زمان گذراندن در وبسایتها را افزایش میدهند. امروزه، ویدئوها همهجا هستند. ما آنها را روی دسکتاپها، تبلتها و تلفنها میبینیم. وقتی به طور مؤثر استفاده شود، ویدئو میتواند یکی از ابزارهای قدرتمند و در دسترس برای درگیر کردن مخاطب باشداحساس زیادی را به دیگران منتقل میکند و حس خوبی به آنها میدهد.

  • به صورت پیشفرض صدا را قطع کنید، اما امکان روشن کردن آن را نیز بگذارید. وقتی کاربران وارد صفحهای میشوند، انتظار ندارند ویدئو، صدایی داشته باشد. بیشتر کاربران از هدفون استفاده میکنند و ممکن است استرس بگیرند چرا که لازم است بفهمند چگونه باید صدا را قطع کنند. در بیشتر موارد کاربران به سرعت صفحه وب را ترک میکنند.
  • ویدئوهای تبلیغاتی را تا حد امکان کوتاه بگذارید. طبق تحقیقاتی که شرکت D-Mak انجام داده، ویدئوهای کوتاه برای اکثر کاربران جذابتر است. ویدئوهای تجاری را در حدود دو تا سه دقیقه بگذارید.
  • روشی جایگزین برای دسترسی به محتوا ارائه دهید. اگر ویدئو تنها راه مصرف محتوا باشد، دسترسی به اطلاعات برای کسانی که نه میتوانند بشنوند و نه محتوا را ببینند، محدود میشود. برای بیشتر کردن قابلیت دسترسی، موضوعات یا زیرنویسی برای ویدئوها قرار دهید.

دکمههای عملگرا

عملگرا (CTA) دکمههایی هستند که کاربران را به سوی هدفشان راهنمایی میکنند. کل هدف دکمههای عملگرا این است که بازدیدکنندگان را به هدف دلخواهشان برسانند. برخی مثالهای دکمههای عملگرا به شرح زیر است:

«نسخه آزمایشی را آغاز کنید

  • «کتاب را دانلود کنید
  • «برای به روزرسانی، ثبتنام کنید
  • «مشاوره بگیرید

وقتی دکمههای عملگرا را در طراحی وب وارد میکنید، چند نکته را در نظر بگیرید:

  • اندازه. دکمههای عملگرا باید به اندازهای بزرگ باشند که از دور دیده شوند اما نه آنقدر بزرگ که توجه کاربر را از دیگر محتوای وبسایت پرت کند. برای تأیید اینکه دکمه عملگرای شما مهمترین عنصر روی صفحه است، آزمایش 5 ثانیهای را امتحان کنید: صفحه وبی را به مدت 5 ثانیه نگاه کنید و سپس چیزی که به خاطرتان مانده را بنویسید. اگر دکمه عملگرا در فهرستتان بود، پس تبریک میگویم. اندازه آن مناسب است.
  • برتری بصری. رنگی که برای دکمههای عملگرا انتخاب میکنید، تأثیر بسیار زیادی بر اینکه توجه را جلب کند، دارد. با رنگ میتوانید اطمینان حاصل کنید دکمههای موردنظرتان بر اساس برتری بصری توجه افراد را جلب میکنند. تضاد میان رنگها بهترین عملکرد را در دکمههای عملگرا برایتان به ارمغان میآورد.
  • فضای منفی. مقدار فضای اطراف دکمه عملگرا بسیار مهم است. فضای سفید (یا منفی) فضای خالی اساسی میسازد و میان دکمه با دیگر عناصر فاصله میاندازد.
  • متن کنش-محور. متنی برای دکمه بنویسید که بازدیدکنندگان را به وادار به انجام عملی کند. با افعالی همچون «شروع کنید»، «به دست آورید» یا «بپیوندید» آغاز کنید.

میتوانید دکمه عملگرا را به سرعت با استفاده از افکت مات، آزمایش کنید. آزمایش مات، تکنیکی سریع برای ارزیابی این است که آیا چشم کاربر جایی که شما میخواهید را میبینید یا نه.

از صفحهتان اسکرین شات بگیرید و افکت مات را در ادوبی XD به کار بگیرد. با نگاه کردن به نسخه مات صفحهتان، کدام عنصر بیشتر توجهتان را جلب میکند؟ اگر اتفاقی که افتاده را دوست ندارید، صفحهتان را مجدداً طراحی کنید.

فرمهای وب

پر کردن فرم یکی از مهمترین انواع تعامل برای کاربران وب است. درواقع، یک فرم اغلب به عنوان قدم نهایی در کامل کردن یک هدف در نظر گرفته میشود. کاربران باید بدون هیچگونه ابهامی قادر به تکمیل فرم باشند.

  • تنها چیزهایی که لازم است را بپرسید. تنها چیزهایی که واقعاً نیاز دارید را بپرسید. هر قسمت اضافهای که به فرم خود میافزایید روی اثرگذاری آن تأثیر میگذارد. همیشه به اینکه چرا اطلاعات خاصی را از کاربران میخواهید و چگونه قرار است مورداستفاده قرار بگیرند، فکر کنید.
  • فرم را به صورت منطقی بچینید. سؤالها باید به صورت منطقی از نظرگاه کاربران پرسیده شود نه از نظرگاه پایگاه داده یا درخواستی که دارید. برای مثال، خواستن آدرس فرد پیش از نام او قطعاً اتفاق درستی نیست.
  • زمینههای مرتبط را در یک گروه قرار دهید. اطلاعات مرتبط یک گروه را در یک مجموعه یا بلوک قرار دهید. جریانی که از یک مجموعه سؤال به مجموعه سؤال بعدی دارید، فرمتان را زیباتر خواهد کرد. گروهبندی زمینههای مرتبط با یکدیگر نیز به کاربر کمک میکند که رابطه منطقی بین سؤالات را پیدا کند.

انیمیشن

طراحان بیشماری از انیمیشن به عنوان عنصر کاربردی برای افزایش رابط کاربری استفاده میکنند. انیمیشن دیگر صرفاً برای خوشایندی نیستاکنون یکی از مهمترین ابزار برای تعامل مؤثر است.

با این حال، انیمیشن اگر در زمان و مکان درستش مورداستفاده قرار گیرد، در طراحی وب میتواند رابط کاربری را ارتقا بخشد. یک رابط کاربری خوب انیمیشنی هدفی دارد و آن هدف، معنا و کارکرد است.

در ادامه برخی موارد آمده که میتواند به شما در استفاده از انیمیشن کمک کند:

بازخورد بصری بر اساس عملکرد کاربر.

طراحی وب عاملی خوب، بازخوردی را ارائه میدهد. بازخورد بصری زمانی که بخواهید به کاربران درباره نتیجه عملیاتشان گزارشی دهید، بسیار خوب است. در مواردی که عملیات به خوبی انجام نشده، انیمیشن کاربردی میتواند اطلاعاتی درباره مشکل ارائه کند و این کار میتواند به سادهترین و سریعترین شکل اتفاق بیفتد.

برای مثال، انیمیشن لرزشی میتواند در هنگام وارد کردن پسورد اشتباه مورداستفاده قرار گیرد. به راحتی میتوان فهمید که این تکان خوردن علامتی جهانی برای گفتن "نه" است چرا که سر تکان دادن ساده در ارتباطات بین فردی وجود دارد.

قابلیت مشاهده وضعیت سیستم.

یکی از 10 روش کاربردی بودن جیکوب نیلسن، قابلیت مشاهده وضعیت سیستم است که در میان مهمترین اصول طراحی رابط کاربری قرار دارد. کاربران میخواهند وضعیت کنونی خود را در سیستم با توجه به زمانی که سپری شده بدانند و یک اپ نباید بگذارد آنها حدس بزنند، باید از طریق بازخورد بصری مناسب به کاربر بگوید چه اتفاقی دارد رخ میدهد.

عملیات بارگذاری و دانلود دادهها، فرصت بزرگی برای وجود انیمیشنهای کاربردی را فراهم میکنند. برای مثال، یک نوار بارگذاری انیمیت شده نشان میدهد که این پروسه با چه سرعتی قرار است انجام شود و انتظاراتی برای سرعت عملکرد آن در کاربر ایجاد میکند.

انتقال ناوبری.

انتقال ناوبری، یعنی جابجایی میان وضعیتهای مختلف وبسایتبرای مثال، از نگاهی سطح بالا به نگاهی جزئی. به طور پیشفرض، وضعیت اغلب شامل برشهایی میشود که میتواند دنبال کردن سایت را دشوار سازد.

انیمیشن کاربردی میتواند در طول این لحظات تغییر یابد و کار را ساده کند و آنها را از طریق زمینه ناوبری و تغییراتی که روی صفحه نشان داده میشود و از طریق ساخت اتصالی بصری، انتقال دهد.

انیمیشن برندسازی.

فرض کنید شما دهها وبسایت دارید که ویژگیهای مشابهی دارند و به کاربران در انجام امورشان کمک میکنند. احتمالاً همه آنها، رابط کاربری خوبی پیشنهاد میدهند اما یکی که مردم واقعاً آن را دوست دارد چیزی بیشتر از رابط کاربری خوب پیشنهاد میدهد.

ارتباطی حسی با کاربران برقرار میکند. انیمیشن برندسازی، نقش مهمی در مشارکت دادن کاربران بازی میکند. میتواند از ارزشهای برند یک شرکت حمایت کند، قدرت محصولات را برجسته کند و رابط کاربری حیرتانگیزی ایجاد کند.

نکاتی در ارتباط با تلفن همراه

امروزه، تقریباً 50 درصد کاربران از طریق تلفنهای همراهشان به وب دسترسی دارند. این چه معنایی برای شما طراحان وب دارد؟ به این معنا است که باید استراتژیای مربوط به تلفن همراه هنگامیکه طراحی هر وبسایت پیش رویتان است، داشته باشید.

طراحی وب واکنشگرا داشته باشید.

بسیار ضروری است که وبسایت خود را برای انواع صفحات نمایش تلفن همراه و دسکتاپ بهینهسازی کنید، هر کدام از ابزارها، رزولوشن تصویر متفاوتی دارند و تکنولوژیهای مختلفی آنها را پشتیبانی میکند.

به دنبال طرح تکستونی باشید.

طرح تکستونی معمولاً روی تلفنهای همراه بهترین عملکرد را دارد. نهتنها یک تکستونی به شما در مدیریت فضای محدود روی صفحه نمایش کوچک کمک میکنند بلکه به راحتی میتوانید بین رزولوشن ابزارهای متفاوت و وضعیت «پرتره» یا «منظره» تفاوتی قائل شوید.

از الگوی «اولویتبرای اولویتبندی ناوبری در طول طراحی وب استفاده کنید.

اولویت + اصطلاحی است که توسط مایکل شارناگل تعریف شد تا نوعی از ناوبری را توصیف کند که آن چیزی که مهمترین عنصر است را درخواست کند و موارد کماهمیتتر را پشت دکمه «بیشتر» پنهان کند. این باعث میشود که از فضای در دسترس صفحه نیز استفاده شود.

همانطور که فضا افزایش مییابد، تعداد گزینههای ناوبری در معرض دید افزایش مییابد که میتواند منجر به قابلیت مشاهده بیشتر و مشارکت بیشتر شود. این الگو به خصوص برای وبسایتهای محتوا محور با برگهها و صفحات متفاوت خوب است (همچون وبسایتهای خبری یا فروشگاههای خردهفروشی بزرگ).

گاردین از الگوی اولویت + برای بخش ناوبری خود استفاده میکند. موارد کماهمیتش وقتی برای کاربر مشخص میشود که روی دکمه «همه» کلیک کند.

مطمئن شوید تصاویر به خوبی برای نمایشگرها و پلتفرمهای دیگر آماده شدهاند.

یک وبسایت باید روی همه دستگاهها و همه رزولوشنها متناسب باشد. مدیریت، دستکاری و انتقال تصاویر یکی از چالشهای اصلی طراحان وب است که هنگام ساختن وبسایتهای واکنشگرا با آن روبرو میشوند. برای ساده کردن این کار، میتوانید از ابزارهایی همچون Responsive Image Breakpoints Generator برای تولید تصاویر مناسب استفاده کنید.

از «قابل کلیک» بسوی «قابل ضربه»

روی وب تلفن همراه، تعامل از طریق ضربه انگشت اتفاق میافتد نه کلیک ماوس. این به این معنا است که قوانین متفاوتی در هنگام طراحی وب اهداف و تعامل لمسی، صدق میکند.

هدف لمس باید از اندازه مناسبی برخوردار باشد.

همه عناصر تعاملی (همچون لینکها، دکمهها و منوها) باید قابل ضربه زدن باشند. درحالیکه وب دسکتاپ به خوبی برای لینکهایی که کوچک هستند عمل میکند، وب تلفن همراه نیاز به دکمه بزرگتری دارد که بتواند به راحتی با شست فشرده شود.

وقتی از ضربه انگشت به عنوان روش ورودی اولیه وبسایت استفاده میکنید، به مطالعات آزمایشگاه لمسی MIT برگردید تا اندازه مناسبی برای دکمههایتان انتخاب کنید.

مطالعات نشان میدهد که سایز متوسط انگشت بین 10 و 14 میلیمتر است و طیف نوک انگشت از 8 تا 10 میلیمتر است که یک فضای 10*10 را میطلبد.

نشانگرهای بصری قدرتمندتر تعاملی.

در وب تلفن همراه، هیچ وضعیت شناوری وجود ندارد. درحالیکه روی دسکتاپ، این امکان فراهم است تا وقتی ماوس روی عنصری قرار میگیرد از بازخورد بصری متفاوتی برخوردار شود (برای مثال، پایین افتادن منو هنگامیکه ماوس روی آن قرار میگیرد)، کاربر تلفن همراه باید ضربه بزند تا جوابی بگیرد. بنابراین کاربران باید قادر باشند پیشبینی کنند اگر دستی به دکمهای بزنند چه واکنشی نشان خواهد داد.

دردسترسپذیری

محصولات امروز باید در دسترس همگان باشند بدون توجه به توانایی افراد. طراحی سایت برای کاربرانی که اختلالاتی دارند، روشی است که طراحان میتوانند از این طریق با افرادی که توانایی استفاده را ندارند همدردی کنند و با آنها چیزهای جدیدی را تجربه کنند.

کاربران کمبینا

بسیاری از وبسایتها از تضاد کمی برای کپی متن برخوردار هستند. درحالیکه تضاد پایین ممکن است بیشتر رواج را داشته باشد درعینحال بسیار غیرقابلدسترس است. تضاد پایین به خصوص برای کاربرانی که کمبینا هستند یا چشمان ضعیفی دارند بسیار دشوار است و مشکل ایجاد میکند.

متنهایی که تضاد پایینی دارند را به سختی میتوان از روی دسکتاپ خواند اما وقتی دشوارتر میشود که وارد تلفن همراه شود. تصور کنید میخواهید متنی با تضاد رنگی پایین را بر روی ابزار تلفن همراه بخوانید درحالیکه زیر نور خورشید راه میروید. این نکته خوبی است که طراحی بصری قابلدسترس بهتر از طراحی بصری برای همه کاربران است.

هرگز قابلیت استفاده را فدای زیبایی نکنید. مهمترین ویژگی متن و دیگر عناصر مهم وبسایت خوانایی است. خوانایی نیاز به تضاد کافی میان متن و رنگ پسزمینه دارد. برای اطمینان از خوانا بودن میتوانید از افرادی که اختلال بصری دارند کمک بگیرید.

همچنین راهنمای دسترسی محتوای وب، توصیههایی در این ارتباط دارد. مقدار تضادی که در ادامه آمده برای متن بدنه و متن تصاویر پیشنهاد شده است:

متن کوچک باید میزان تضاد حداقلی 4.5:1 نسبت به پسزمینه داشته باشد. میزان 7:1 ترجیحاً.

  • متنبزرگ (وضعیت بولد آن 14 و معمولی آن 18 و بیشتر باشد) باید میزان تضاد حداقلی 3:1 نسبت به پسزمینه خود داشته باشد.
  • میتوانید از بررسی کنند تضاد رنگی WebAIM استفاده کنید تا به سرعت بفهمید در وضعیت درستی قرار دارید یا نه.

کاربرانی که کوررنگی دارند.

تخمین زده شده که 4/5 درصد جمعیت جهان کوررنگی دارند ( 10 به 12 در مردان و 1 به 200 در زنان)، 4 درصد از دید کم رنج میبرند (1 به 30 در افراد) و 0/6 درصد نابینا هستند (1 به 188 در افراد). به راحتی میتوان فراموش کرد که ما برای این گروه از کاربران نیز طراحی میکنیم چرا که بیشتر طراحان تجربه چنین مشکلاتی را ندارند.

برای اینکه طراحی سایت را متناسب با چنین کاربرانی انجام دهیم باید از تک رنگ برای انتقال معنا پرهیز کنیم. همانطور که W3C میگوید، رنگ نباید به عنوان «تنها عنصر بصری انتقال اطلاعات، نشاندهنده عمل، پاسخدهی یا تمایزبخشی به عناصر بصری مورداستفاده قرار گیرد

یک مثال رایج در جایی که رنگ به عنوان تنها وسیله انتقال اطلاعات به شمار میرود، علامت هشدار در فرمها است. پیامهای خطا و موفقیت اغلب به رنگ سبز و قرمز هستند.

اما قرمز و سبز رنگهایی هستند که تحت تأثیر کمبود بینایی قرار میگیرند این رنگها را به سختی میتوان برای افرادی که کوررنگی دارند متمایز کرد.

به احتمال زیاد، شما پیامهای اشتباهی همچون «فضایی که قرمز است باید پر شود» مواجه شدهاید درحالیکه ممکن است آن را مشکل بزرگی نبینید ولی این پیام هشدار در فرمی نشان داده میشود که برای افراد کمبینا بسیار دشوار و ناامیدکننده است. طراحان باید از رنگی استفاده کنند که در هر وضعیتی قابلمشاهده باشد.

در برخی از فرمها میتوانید علاوه بر رنگ سبز یا قرمز، در انتها بنویسید که کدام قسمت دچار اشتباه است که مشکل آن قسمت به طور جداگانه بررسی شود.

کاربران نابینا

تصاویر و تصویرسازیها بخش مهمی از طراحی سایت هستند. افراد نابینا از تکنولوژیهای خاصی همچون صفحهخوان استفاده میکنند تا صفحه وبسایت را برایشان تفسیر کند.

صفحهخوان، تصاویر را با تکیه بر متن جایگزینی که برای تصاویر طراحی کردهاید میخواند. اگر آن متن وجود نداشته باشد یا به اندازه کافی توضیح نداده باشید، کاربران نابینا قادر به دریافت اطلاعات شما نخواهند بود.

2 مثال را در نظر بگیرید اول، تردلس، فروشگاه مشهور تیشرت. این صفحه حرف زیادی درباره چیزی که میفروشد ندارد. تنها اطلاعات متنی در دسترس، ترکیبی از قیمت و اندازه است.

دومین نمونه از اسوس است. این صفحه پیراهن مشابه همان قبلی میفروشد اما اطلاعات جایگزین متنی دقیقی برای وبسایت خود ارائه میکند. این به افرادی که از صفحه خوان استفاده میکنند کمک میکند تا تصور کنند چه چیزی میخواهند بخرند.

وقتی متن جایگزینی برای تصاویر مینویسید، به موارد زیر توجه کنید:

همه تصاویر معنادار نیاز به توضیح متنی جایگزین دارند. (تصویر معنادار به اطلاعاتی که منتقل میکنید، کمک شایانی میکنند.)

اگر عکسی که استفاده کردهاید صرفاً جنبه تزئینی دارد و هیچ کاربردی در انتقال اطلاعاتی که به کاربر میدهید، ندارد و بدتر ممکن است باعث به اشتباه انداختن او شود، نیازی به استفاده از متن جایگزین ندارید.

تجربه دوستدار کیبورد

کاربران مشخصی به وسیله کیبورد در اینترنت جستجو میکنند نه ماوس. برای مثال، افراد با اختلالات حرکتی که نمیتوانند به خوبی دستشان را برای گرفتن ماوس تکان دهند، از این دسته هستند.

آسان ساختن عناصر ناوبری و تعاملی ساختن آنها برای این گروه از کاربران، باعث میشود که آنها با تمرکز روی دکمه تب، به همهجای وبسایت دسترسی داشته باشند.

در ادامه چند قانون ساده در ارتباط با ناوبری کیبورد را مرور میکنیم:

  • بررسی کنید تمرکز کیبورد واضح باشد. برخی طراحان وب، تمرکز نشانگر تمرکز کیبورد را حذف میکنند چرا که به لحاظ زیباییشناسی خوب نیست. این کار مانع میشود تا کاربرانی که از کیبورد استفاده میکنند بتوانند از وبسایتشان استفاده کنند. اگر از نشانگر پیشفرض مرورگر خوشتان نمیآید آن را حذف نکنید بلکه مطابق سلیقهتان طراحیاش کنید.
  • همه عناصر تعاملی باید در دسترس باشند. کاربران کیبورد باید قادر به دسترسی به همه عناصر تعاملی را داشته باشند نه فقط گزینههای ناوبری اصلی یا عملکردهای اصلی وبسایت.

آزمایش کردن

آزمایش چند باره

آزمایش کردن بخش اساسی پروسه طراحی UI است. و درست مثل هر بخش دیگری از طراحی سایت به صورت چرخهای و تکراری است. بازخوردهای پروسه طراحی خود را جمعآوری کنید و مجدداً آزمایش کنید.

آزمایش زمان بارگذاری صفحه

کاربران از صفحات وبی که به کندی بارگذاری شوند متنفر هستند. به همین خاطر است که سرعت پاسخ، از عوامل مهم در وبسایتهای مدرن است. طبق گروه نیلسن نورمن، سه محدودیت زمان پاسخدهی وجود دارد:

0/1 ثانیه: احساس سریع بودن به کاربر میدهد.

  • 1 ثانیه: کاربر را در افکارش شناور میگذارد اما کاربر تأخیری جزئی تجربه میکند.
  • 10 ثانیه: محدودیت را به قدری جابجا میکند که تمرکز کاربر پرت شود. تأخیر 10 ثانیهای اغلب باعث میشود کاربر وبسایت را ترک کند.

به طور مشخص نباید کاربران را 10 ثانیه برای هر چیزی در وبسایتمان معطل کنیم. اما حتی چند ثانیه تأخیرکه بهطورمعمول اتفاق میافتد- میتواند تجربهای ناخوشایند باشد. کاربران از صبر کردن زیاد کلافه میشوند.

چه چیزی معمولاً باعث کند شدن زمان بارگذاری میشود؟

مطالب سنگین (همچون ویدئو و اسلایدها)

  • کدهایبک-اند بهینهسازی نشده
  • مشکلاتمرتبطباسختافزار (زیرساختی که اجازه عملکرد سریع نمیدهد)

ابزاری همچون Page Speed Insights به شما در فهمیدن دلیل کندی وبسایت کمک خواهند کرد.

آزمایش A/B

آزمایش A/B زمانی ایده آل است که به دنبال انتخاب بین دو نسخه طراحی باشید (همچون نسخه موجود و نسخه بازطراحی صفحهتان). این روش تست متشکل است از نمایش یکی از دو نسخه به صورت تصادفی به تعداد مشخصی از کاربر و سپس بررسی و تجزیه و تحلیل اینکه کدامیک مؤثرتر واقعشدهاند.

دستیار توسعهدهنده

پروسه طراحی UI دو گام مهم دارد: نمونهسازی طراحی و توسعه راهحلی کاربردی. گامی که این دو را به یکدیگر وصل میکند دستیار نام دارد. به محض اینکه طراحی به مرحله نهایی میرسد و آماده رسیدن به توسعهدهنده است، طراحان مشخصاتی آماده میکنند که در آن سندی است که توصیف میکند طراحی پیش رو چگونه باید کدنگاری شود.

مشخصات این اطمینان را میدهد که طراحی باید طبق همان چیزی که طراحیشده بهکارگیری شود. دقت در مشخصات بسیار مهم است چرا که مشخصات غیر دقیق باعث میشود توسعهدهنده بر حدس و گمان خود تکیه کند یا مجبور باشد برگردد و از طراح پاسخ سؤالاتش را بگیرد. اما سرهمبندی دستی مشخصات میتواند سخت باشد و معمولاً زمان زیادی میگیرد و این زمان بسته به پیچیدگی طرح متفاوت خواهد بود.

با ویژگی طراحی مشخصات در ادوبی XD طراحان میتوانند URL عمومی برای توسعهدهنده بسازند تا فضای کار را ببینید و اندازهها و طرحها را داشته باشند. طراحان دیگر نیاز به صرف زمان برای نوشتن مشخصات و رنگها و این مسائل برای توسعهدهنده ندارند.

نتیجهگیری

درست مثل هر جنبه دیگری از طراحی، نکاتی که در اینجا به اشتراک گذاشته شد صرفاً یک شروع است. این ایدهها را با ایدههای خودتان ترکیب کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید. با وبسایت خود به عنوان پروژهای در حال تغییر و تحول برخورد کنید و از تجزیه و تحلیلها و بازخوردها برای بهبود مداوم استفاده کنید. و به خاطر داشته باشید که طراحی فقط برای طراحان نیست. بلکه برای کاربران است.

طراحی وب سایت شخصی/شرکتی خود را چگونه انجام داده اید؟

تجربه ای در زمینه طراحی سایت برای خود دارید؟ طراحی سایت اختصاصی چه چالش هایی برای شما داشته است؟

در صورت تمایل به یادگیری می توانید مقالات طراحی سایت آران را دنبال کنید.

چنانچه در حوزه طراحی سایت نیازمند ارائه مشاوره و خدمات حرفه ای و تخصصی هستید می توانید از طریق این صفحه با ما در ارتباط باشید.

بازدید : 1
يکشنبه 29 تير 1399 زمان : 15:04

چرا بازاریابی رسانههای اجتماعی آنقدر اهمیت دارد؟ چرا باید روی ایجاد حسابهای رسانههای اجتماعی برای کسبوکارتان وقت بگذارید؟ و در حقیقت چگونه باید راهبرد بازاریابی رسانههای اجتماعی را بهگونهای بسازید که برای کسبوکار خاص شما جواب دهد؟

در این راهنما به تمام این سؤالات پاسخ میدهیم اما در ابتدا اجازه دهید بازاریابی رسانههای اجتماعی را تعریف کنیم.

بازاریاب رسانههای اجتماعی چیست؟

بازاریابی رسانههای اجتماعی به فعالیت خلق محتوا برای تبلیغ کسبوکار و محصولاتتان در پلتفرمهای مختلف رسانههای اجتماعی مثل فیسبوک، اینستاگرام و توییتر گفته میشود. محتوای یکتای شما باید متناسب با پلتفرم خاصی تغییر کند که محتوا را در آن به اشتراک میگذارید تا به تقویت مکالمات و افزایش آگاهی برند کمک کند.

بازاریابی محتوا تماماً در مورد ملاقات با مخاطب و مشتریان هدف درجایی است که حضور دارند و بهطور اجتماعی با یکدیگر و برند شما در حال تعاملاند.

اگرچه بازاریابی رسانههای اجتماعی بهطورکلی بهطور خارقالعادهای برای رشد تجارت شما ارزشمند و مفید است اما راهبرد شما بر اساس نوع شبکهی اجتماعی که مخاطبانتان در آنوقت میگذرانند متفاوت خواهد بود.

پیش از آنکه بیشتر به بازاریابی رسانههای اجتماعی بپردازیم، اجازه دهید این راهبرد را بر اساس نوع پلتفرمها بخشبندی کنیم.

1. فیسبوک

  • تعدادکاربران: 2.2 میلیارد
  • مخاطب: نسل اکس و نسل هزاره
  • تأثیرصنعت: مدل تجارت با مصرفکننده
  • بهترینانتخاببرای: آگاهی برند، تبلیغات

2. توییتر

  • تعدادکاربران: 335 میلیارد
  • مخاطب: در درجه اول نسل هزاره
  • تأثیرصنعت: مدل کسبوکار به کسبوکار و کسبوکار به مصرفکننده
  • بهترینانتخاببرای: روابط عمومی، خدمات مشتریان

3. اینستاگرام

  • تعدادکاربران: یک میلیارد
  • مخاطب: در درجه اول نسل هزاره
  • تأثیرصنعت: مدل کسبوکار به مصرفکننده
  • بهترینانتخاببرای: رسانههای طبیعی، پشتصحنهها و محتوای تولیدشده توسط کاربر، تبلیغات

4. لینکدین

  • تعدادکاربران: 645 میلیون
  • مخاطب: کودکان نسل انفجار، نسل اکس و نسل هزاره
  • تأثیرصنعت: مدل کسبوکار به کسبوکار
  • بهترینانتخاببرای: ارتباطات کسبوکار به کسبوکار، توسعه کسبوکار و بازاریابیِ استخدام

5. یوتیوب

  • تعدادکاربران: 1.9 میلیارد
  • مخاطبین: نسل هزاره، نسلهایی که پس از نسل زد متولدشدهاند
  • تأثیرصنعت: مدل کسبوکار به مصرفکننده
  • بهترینانتخاببرای: آگاهی برند، تفریح و ویدئوهای آموزشی

6. اسنپچت

  • تعدادکاربران: 300 میلیون
  • مخاطب: در درجه اول نسل زد
  • تأثیرصنعت: مدل کسبوکار به مصرفکننده
  • بهترینانتخاببرای: آگاهی از برند، تبلیغات

7. پینترست

  • تعدادکاربران: 250 میلیون
  • مخاطب: در درجه اول نسل هزاره بزرگسالتر و کودکان نسل انفجار جوانتر
  • تأثیرصنعت: مدل کسبوکار به مصرفکننده
  • بهترینانتخاببرای: تبلیغات بصری، الهامبخشی

حالا که مقدمات هر شبکه رسانههای اجتماعی را با جزییات بیان کردیم، به این میپردازیم که چرا بازاریابی رسانههای اجتماعی برای کسبوکار شما مفید است.

فواید بازاریابی رسانههای اجتماعی

دلایل مختلفی برای استفاده از بازاریابی رسانههای اجتماعی برای شرکت شما وجود دارد. ما فهرستی از پرفایدهترین دلایل (4 دلیل برتر) را تهیهکردهایم.

1. افزایش آگاهی برند

در سال 2018 بهطور جهانی بیش از 3.2 میلیارد نفر در رسانههای اجتماعی وجود داشتند. به علت تعداد بالای افراد موجود در رسانههای اجتماعی، به اشتراکگذاری محتوای مرتبط با محصولات علاوه بر جزییات مرتبط با شرکتتان از طریق یک یا دو پلتفرم میتواند به افزایش آگاهی از برندتان کمک کند.

در حقیقت، رسانههای اجتماعی ثابت کردهاند با افزایش تعامل به افزایش آگاهی از برند منجر میشوند. تعامل اجتماعی شامل چیزهایی مثل نظرات، پسندیدن، به اشتراکگذاری و انتشار دوباره میشود.

رسانههای اجتماعی با هدایت ترافیک بهطور مستقیم به وبسایت شما نیز باعث افزایش آگاهی از برند میشوند. میتوانید این کار را با قرار دادن لینکهای مستقیم وبسایتتان در پروفایل، توضیحات مختصر دربارهی خود (بایو) و پستها انجام دهید.

2. تولید مشتری راغب و افزایش نرخ تبدیل

تبلیغ و به اشتراکگذاری محصولاتتان در رسانههای اجتماعی روشی ساده برای افزایش تولید مشتری راغب، افزایش نرخ تبدیل و افزایش فروش است چرا که برای افرادی تبلیغ میکنید که انتخاب کردهاند با شما از طریق دنبال کردن حسابتان به تعامل بپردازند.

در ادامه به بیان چند روش استفاده از رسانههای اجتماعی برای تولید مشتری راغب میپردازیم.

  • ایجادمسابقاتیبرایشرکتبازدیدکنندهها و دنبالکنندگانتان در پروفایل رسانههای اجتماعیتان.
  • قراردادنلینکوبسایتتان و ارائه پیشنهادهای ویژهای در قسمت توضیحات مختصر درباره خود موجود در پروفایلتان (بایو).
  • تولیدویدئوهایزندهبرایاعلاممحصولاتوارائهبهروزرسانی یا بیان جزییات در مورد اخبار هیجانانگیز شرکتتان.
  • بهکارگیری کمپین بازاریابی رسانههای اجتماعی در یکی از کانالهایتان.

محصولاتتان را از طریق پروفایلهای اجتماعیتان بفروشید. مثلاً میتوانید قسمت فروشگاه فیسبوک یا ویژگی خرید اینستاگرام را در پروفایلهایتان فعال کنید.

این ویژگیها به بازدیدکنندگان و دنبالکنندگان شما اجازه میدهد تا بتوانند روی محصولاتی که در پستهایتان به اشتراک گذاشتهاید کلیک کنند و اطلاعاتی از قبیل قیمت، جنس و اندازه آنها را ببینند.

سپس بازدیدکنندگان میتوانند بهراحتی از طریق پلتفرم بررسیهای بیشتری انجام دهند و محصول را بهطور مستقیم از خود شما بخرند.

3. تقویت رابطه با مشتریها

با ارتباط و تعامل با دنبالکنندگان رسانههای اجتماعی خود، میتوانید ارتباطاتی بلندمدت بین آنها و تجارت خود ایجاد کنید. این کار را میتوانید با تعامل با آنها از طریق پستهایتان، پاسخ به سؤالات و نظراتشان و کمک به آنها در مواقع نیاز انجام دهید.

همچنین میتوانید از دنبالکنندگانتان سؤالاتی در مورد محصولاتتان یا مشکلاتی که در ارتباط با تجارت شما دارند بپرسید یا اینکه هدایای تبلیغاتی درست کنید تا به ایجاد اعتماد کمک کند و به آنها نشان دهد چقدر برای اطلاعات و پشتیبانی آنها ارزش قائلید.

4. از رقبا یاد بگیرید

استفاده از رسانههای اجتماعی روش خوبی برای نظارت بر رقبا است-صرف نظر از اینکه نظارت بر آنها در ارتباط با روشهایی باشد که در رسانههای اجتماعی به کار میگیرند، محصولاتی که تبلیغ میکنند، کمپینهایی که اجرا میکنند یا سطح تعاملشان با دنبالکنندگان.

رسانههای اجتماعی به شما اجازه میدهند بفهمید چه چیزی برای رقبایتان مفید واقعشده و چه چیزهایی جواب نمیدهد؛ بنابراین به شما کمک میکنند تصمیم بگیرید چه چیزی را باید یا نباید در رویکرد شرکتتان تغییر دهید. در آخر بررسی حسابهای رسانههای اجتماعی رقبایتان میتواند به شما کمک کند مطمئن شوید بازاریابیتان از دیگران متمایز است و فقط مختص برند شماست.

حالا به بحث در مورد راهبرد میپردازیم-برای اطمینان از اینکه طرح بازاریابی رسانههای اجتماعی شما پایدار است و اثر مثبتی روی کسبوکارتان دارد 5 مرحله وجود دارد.

روش ایجاد راهبرد بازاریابی رسانههای اجتماعی

اجازه دهید این مراحل را با جزییات بیشتر بیان کنیم تا بتوانید از آنها در کسبوکار خود استفاده کنید.

1. در مورد پرسونای خریداران و مخاطبین خود تحقیق کنید.

اولین مرحله در ایجاد راهبرد بازاریابی رسانههای اجتماعی این است که پرسونای خریداران و مخاطبین خود را مشخص کنید تا بتوانید نیازها و علائق آنها را بهدرستی مورد هدف قرار دهید.

برای انجام این کار به افرادی فکر کنید که میخواهید به آنها دسترسی پیدا کنید و دلایل دسترسی به آنها را نیز در نظر بگیرید؛ چگونه آنها را بهعنوان یک گروه طبقهبندی میکنید.

مثلاً اگر شرکت شما لگینگ و شلوار راحتی مد روز میفروشد، ممکن است مخاطبین هدف خود را در طبقه نسل هزاره قرار دهید که دوست دارند بهطور مرتب پوشاک ورزشی شیک بپوشند- سبکی که به نام پوشاک راحتی (لباس ورزشی که مناسب پوشیدن نیز هست)

با در نظر گرفتن پرسونای خریداران و مخاطبین، میتوانید بعداً تعیین کنید چه محتوایی دنبالکنندگان و مشتریانی را جذب میکند که میخواهید به آنها دسترسی داشته باشید و چگونه میتوانید محتوایی جذاب تولید کنید که دنبال کنندگانتان را علاقهمند نگاه دارد.

2. تعیین کنید میخواهید در کدام پلتفرمهای اجتماعی بازاریابی کنید.

بهعنوان یک بازاریاب رسانههای اجتماعی، حیاتی است معین کنید در کدام پلتفرم میخواهید محتوایتان را به اشتراک بگذارید. وقتی نوبت به این میرسد که کدام کانال رسانههای اجتماعی برای کسبوکار شما بهتر است ضرورتاً پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد-بیشتر به نیاز مخاطبین هدف شما بستگی دارد و به اینکه وقتشان را کجا صرف میکنند.

«مهم است همانجایی باشید که مخاطب شما که مشتری بالقوهتان نیز محسوب میشود امروز آنجاست و لازم است در همانجایی باشید که او احتمالاً فردا میرود. جلوتر از منحنی بودن بهتر از عقب ماندن از آن است

اندرو دلانی (Andrew Delaney)، مدیر بازاریابی رسانههای اجتماعی هاباسپات

بهعنوانمثال اگر میخواهید به مخاطب هدف نسل هزاره عاشق لباسهای راحتی ورزشی دست پیدا کنید، احتمالاً لازم باشد عمده تلاشهای مرتبط با رسانههای اجتماعیتان را در اینستاگرام متمرکز کنید؛ به این دلیل که نسل هزاره قسمت اعظم کاربران این پلتفرم را تشکیل میدهد.

3. محتوای یکتا و جذاب تولید کنید.

باوجود میلیاردها کاربر رسانههای اجتماعی در سرتاسر جهان، هیچ تردیدی باقی نمیماند که حداقل برخی از دنبالکنندگان شما- یا افرادی که پروفایلتان را جستجو میکنند محتوای رقیب شما یا کسبوکار دیگر موجود در صنعت شما را نیز دیده باشند.

به همین دلیل است که باید محتوای رسانههای اجتماعی جذابی خلق کنید که متمایز باشد و به بینندگان دلیلی برای کلیک روی «دنبال کردن» و تعامل با برندتان بدهد.

برای بروز خلاقیتتان، محتوایی را در نظر بگیرید که رقبای شما در حال به اشتراکگذاری آن هستند و این را نیز در نظر بگیرید که چگونه میتوانید محصولتان را بهطور منحصربهفرد تبلیغ کنید. همچنین از ویژگیهایی استفاده کنید که پلتفرم مدنظر ارائه میدهد. مثلاً میتوانید ویدئوهای زنده خلاقانهای در فیسبوک ایجاد کنید تا بتوانید آخرین جزییات مرتبط با ورود یک محصول به بازار را منتشر کنید یا خبر ارسال یک هدیهی تبلیغاتی را بدهید.

درنهایت از مشتریها و تبلیغکنندگان فعلی خود استفاده کنید تا به شما در خلق محتوا کمک کنند.

میتوانید این کار را با باز انتشار محتواهایشان یا تشویق آنها به استفاده از یک هشتگ برای به اشتراکگذاری تجربههایشان و عکسهای محصولاتتان انجام دهید (شبیه به هشتگ اینستاگرام شرکت «Frye» که قبلاً به آن اشاره کردم).

4. برای انتشار مطالب جدول زمانبندی تهیه کنید.

یکی از سادهترین روشهای حصول اطمینان از اینکه محتوای شما طبق برنامه به اشتراک گذاشته میشود این است که از یک نرمافزار مدیریت رسانههای اجتماعی استفاده کنید.

این ابزار به شما اجازه میدهد زیرنویس (کپشن) بنویسید، عکس و ویدئو آماده کنید و زمانبندی پستها را از قبل مشخص کنید. همچنین این نرمافزارها بهطور خودکار محتوای شما را طبق برنامه زمانی به اشتراک میگذارند و روی تمام تعاملات و بازخوردها نظارت دارند.

نرمافزارهای مدیریت رسانههای اجتماعی در زمان شما صرفهجویی میکنند و به شما اجازه میدهند تا روی وظایف دیگر خود تمرکز کنید.

چند گزینه برای انتخاب این نرمافزارها وجود دارد- در ادامه به بیان چند نمونه میپردازیم:

الف) هاباسپات

هاباسپات ابزاری برای رسانههای اجتماعی- بهعنوان قسمتی از نرمافزار بازاریابی- ارائه میدهد تا به شما در انتشار و نظارت بر محتواهایتان و همچنین ایجاد ارتباط با دنبالکنندگانتان کمک کند.

میتوانید برای محتواها از قبل زمانبندی تهیه کنید و آنها را به اشتراک بگذارید؛ همچنین گزارشهای کاملی در مورد تعاملات پستها در شبکههای اجتماعی مختلف بگیرید و با مقایسه آنها از عملکرد پلتفرمهای مختلف، نوع محتوا و زمان انتشار مطلع شوید.

ب) اسپروت سوشال

اسپروت سوشال، نرمافزار بازاریابی و مدیریت رسانههای اجتماعی است که برای کمک به گروه شما در سازماندهی و برنامهریزی تولید محتوا، مدیریت کمپینها، درک تعاملات و مرور گزارشها و تحلیلهای محتوا طراحیشده است.

پ) هوتسوت

هوتسوت، پلتفرم مدیریت رسانههای اجتماعی برای پیدا کردن، زمانبندی، مدیریت و گزارش محتوای شما است. میتوانید از قبل، زمان انتشار پستها را در تمام کانالهایتان بهطور یکجا تعیین کنید و با تحلیل جامع محتواها، میزان برگشت سرمایه خود را بسنجید.

حالا شاید با خود فکر کنید که بهتر است چند وقت یکبار در کانالهای رسانههای اجتماعی به انتشار محتوا بپردازید.

بر اساس یک قانون نانوشته بهتر است فقط وقتی محتوای باکیفیت دارید اقدام به انتشار محتوا در رسانههای اجتماعی کنید یعنی وقتیکه برای انتشار محتوا دلیلی دارید. با این کار میتوانید در دفعات انتشار مطالب به تعادل برسید. اگر بهندرت مطلب منتشر کنید بهاحتمالزیاد دنبالکنندگانتان شما را فراموش میکنند. اگر خیلی زیاد به انتشار مطالب بپردازید، احتمالاً دنبالکنندگانتان اذیت میشوند. در هر دو حالت احتمال از دست دادن دنبالکنندگان و کاهش تعامل وجود دارد.

برای جلوگیری از بروز این مشکل، استودیوها و منابع بسیاری در دسترس هستند که در مورد استانداردهای دفعات انتشار مطالب بر اساس هر صنعت و پلتفرم توضیح میدهند.

هر کسبوکار متفاوت است؛ پس آن چیزی را پیدا کنید که برای مخاطبین شما جواب میدهد. سپس میتوانید با مطالب بیشتر و کمتر و همچنین عوامل دیگر مثل زمانی که در رسانههای اجتماعی مطلب منتشر میکنید امتحان کنید تا مشخص شود چه چیزی منجر به بالاترین سطح تعامل میشود.

5. میزان تأثیر و نتایج را تحلیل کنید

یکی از مهمترین جنبههای بازاریابی رسانههای اجتماعی حصول اطمینان از این است که تلاشهایتان در کمک به رسیدن به اهداف موفقیتآمیز بودهاند. برای انجام این کار لازم است تمام پستهای خود را در هر کانال رهگیری کنید. شما میتوانید با مرور و مدیریت معیارهای سنجش رسانههای اجتماعیتان به این هدف برسید.

معیارهای سنجش رسانههای اجتماعی

معیارهای سنجش رسانههای اجتماعی، اطلاعات مرتبط با موفقیت پستهای شما و میزان تأثیر شما روی مخاطبان و مشتریهایتان در پلتفرمهای مختلف است. این معیارها ممکن است شامل اطلاعاتی در مورد میزان تعاملات، پسندیده شدن، دنبال شدن، به اشتراکگذاری و تمام تعاملات دیگر در هر پلتفرم باشد.

معیارهای برتر سنجش رهگیری به شرح زیر است:

تعامل: این معیار شامل تعداد کلیکها، نظرات، پسندیده شدن و پاسخها در پستهای رسانههای اجتماعی شماست. همچنین تعاملات مختص به هر پلتفرم نیز وجود دارد مثل پستهای «ذخیرهشده» در اینستاگرام و پستهای «سنجاقشده» در پینترست (Pinterest).

ریچ: تعداد افرادی که هر نوع محتوای مرتبط با صفحه یا پروفایل شما را دیدهاند، ری محسوب میشوند.

دنبالکنندگان: این تعداد افراد موجود در پروفایلتان است که روی دکمه «دنبال کردن» شما کلیک کردهاند و محتوایتان را بهطور منظم در خوراکشان دیدهاند.

ایمپرشن: تعداد دفعاتی که یک پست از پروفایل یا صفحه شما دیده شده است؛ صرفنظر از اینکه اعضای مخاطبین شما روی آن کلیک کردهاند یا خیر. این اتفاق اغلب وقتی میافتد که کسی خوراک اخبارش را میبیند اما روی هیچچیز کلیک نمیکند.

بازدید از ویدئوها: این تعداد دفعاتی است که هر ویدئو در فیسبوک، اسنپچت، اینستاگرام یا هر کانال اجتماعی دیگری که قابلیت نمایش محتوای ویدئویی دارد دیده میشود.

بازدید از پروفایل: تعداد افرادی که صفحه رسانههای اجتماعی شما را بازکردهاند، تعداد بازدید پروفایلتان را تشکیل میدهند.

تعداد منشنها: این تعداد دفعاتی است که مخاطبین شما در پستهایشان به پروفایل شما اشاره کردهاند.

تگ: وقتیکه مخاطبین شما اسم پروفایل شرکتتان یا هشتگ شما را به پستی دیگر اضافه میکنند، شما را تگ کردهاند.

انتشار دوباره: وقتی عضوی از مخاطبین شما قسمتی از محتوایتان را در پروفایلش منتشر میکند.

بهاشتراکگذاریها: اینها پستهایی هستند که دنبالکنندگان و مخاطبین شما از پروفایلتان میگیرند و با شبکهی خود به اشتراک میگذارند.

با استفاده از همان شیوههای تولید مشتری راغب و افزایش نرخ تبدیل میتوانید روی تمام این معیارها اثر بگذارید، دنبالکنندگان اجتماعی خود را افزایش دهید و تعامل کلی پروفایلتان را بهبود ببخشید.

همچنین میتوانید با صحبت کردن با دنبال کنندگانتان، تگ کردن آنها در محتواها، پاسخ به سؤالاتشان، پسندیدن پستهایشان، تشویق آنها به استفاده از هشتگهای خود و انتشار محتواهایتان (همچنین میتوانید محتوای تولیدشده توسط کاربر را دوباره منتشر کنید) با آنها بیشتر تعامل کنید.

نحوه سنجش معیارهای رسانههای اجتماعی

میتوانید معیارهای رسانههای اجتماعی را به شیوههای مختلفی مرور کنید؛ مثلاً میتوانید از ابزارهای تحلیلی که در پلتفرمهای مختلفی که استفاده میکنید تعبیهشده استفاده کنید. در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم:

ابزار تحلیل توییتر (Twitter Analytics)

  • ابزار تحلیل فیسبوک (Facebook Analytics)
  • دیدگاههای اینستاگرام (Instagram Insights)

همچنین میتوانید از یک ابزار تحلیل و رهگیری مثل گوگل آنالتیکس استفاده کنید؛ این گزینهی خوبی برای شماست اگر بخواهید رسانههای اجتماعی و معیارهای وبسایتتان را رهگیری کنید و در آخر لازم است اشارهکنیم که در بسیاری از نرمافزارهای زمانبندی رسانههای اجتماعی مثل همانهایی که قبلاً بررسی کردیم به طور خودکار ویژگیهای نظارتی و رهگیری تعبیهشده است.

تمام این ابزارهای رهگیریِ معیارها، به شما درک بهتری از آن چیزی را میدهند که دنبالکنندگان و مخاطبینتان بهخوبی به آن واکنش نشان میدهند و به شما نشان میدهند چه چیزی را لازم است تغییر دهید تا منجر به افزایش تعاملات شود.

حالا که فواید بازاریابی رسانههای اجتماعی و نحوهی ساخت راهبردتان را مرور کردیم، اجازه دهید در مورد منابع مختلفی صحبت کنیم که برای کمک به شما درراهی که پیشگرفتهاید در دسترساند.

منابع بازاریابی رسانههای اجتماعی

منابع بسیار زیادی برای بازاریابی رسانههای اجتماعی وجود دارد که میتوانید از آنها برای ساخت راهبرد رسانههای اجتماعی برای شرکت خود استفاده کنید.

احتمالاً با کمک گرفتن از مجموعههای آموزشی، تمرینها و کتابهای زیر در کار روی مراحل آغازین بازاریابی رسانههای اجتماعی اعتمادبهنفس بیشتری خواهید داشت.

مجموعههای آموزشی بازاریابی رسانههای اجتماعی

در ادامه به معرفی سه شیوهی آموزشی در زمینهی بازاریابی رسانههای اجتماعی میپردازیم تا درصورتیکه فکر میکنید برای تجارت خاص شما نیاز است از آنها استفاده کنید.

1. مدرک بگیرید.

اگرچه ضرورتاً چیزی به نام «مدرک بازاریابی رسانههای اجتماعی» برای کسانی که دانشگاه نرفتهاند وجود ندارد اما در تعدادی از مدارس و مؤسسههای آموزشی مختلف، دورههای آنلاین ارائه میشود که میتوانید با گذراندن آنها گواهی پایان دوره، مدرک فارغالتحصیلی آنلاین یا مدرک کارشناسی در این رشته بگیرید.

2. از یک وبسایت آموزشی آنلاین استفاده کنید.

لیندا یکی دیگر از منابع آموزشی فوقالعاده است. این وبسایت آموزش آنلاین، مفاد آموزشی، تمرینها و دورههای آموزشی در موضوعات گستردهای در حیطهی بازاریابی رسانههای اجتماعی ارائه میدهد.

3. از طرف یک شرکت گواهی بگیرید.

ممکن است بخواهید از یک شرکت گواهی بگیرید مثل گواهی رسانههای اجتماعی هاباسپات. این دوره رایگان به شما یاد میدهد چگونه با مشتریها تعامل کنید و نرخ تبدیلتان را افزایش دهید.

همچنین درک بهتری از نحوهی ایجاد راهبرد، افزایش ریچ و سنجش میزان بازگشت سرمایه رسانههای اجتماعی خواهید داشت.

کتابهای بازاریابی رسانههای اجتماعی

مطالعه محتوای مرتبط با بازاریابی رسانههای اجتماعی روش عالی دیگری برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه است. در ادامه به معرفی چند نمونه از کتابها در این موضوع میپردازیم.

الف) رسانههای اجتماعی دوستداشتنی:

چگونه مشتریهایتان را شاد کنید، برندی غیرقابلانکار خلق کنید و بهطورکلی در فیسبوک شگفتانگیز باشید؛ نویسنده: دیو کرپن (Dave Kerpen).

این کتاب پرفروش نیویورکتایمز بیان میکند چرا دوستداشتنی و جذاب بودن در نظر دنبال کنندگان رسانههای اجتماعی یکی از قدرتمندترین روشهای افزایش پایگاه مشتریها و تبلیغکنندگان است.

این کتاب به شما یاد میدهد چگونه محتوای تأثیرگذار برای دنبال کنندگانتان بسازید تا با آنها تعامل کنند و برای شبکههایشان به اشتراک بگذارند.

دیو کرپن (Dave Kerpen)، نویسنده، همچنین توضیح میدهد چرا باید مطمئن شوید دائماً در حال شاد کردن دنبالکنندگانتان هستید تا در هیچ نقطه زمانی آنها را از دست ندهید.

ب) تلنگر، تلنگر، تلنگر، مشت محکم:

نحوهی نقل داستان خود در دنیای شلوغ رسانههای اجتماعی؛ نویسنده: گری وینرچاک (Gary Vaynerchuk)

بر اساس گفتههای وینرچاک (Gary Vaynerchuk)، نویسنده، کلید موفقیت بازاریابی رسانههای اجتماعی، انتشار محتواهای بسیار زیاد نیست بلکه انتشار محتوایی خاص است که با توجه به مخاطب هدف نوشتهشده و برای انتشار آن از پلتفرمی مناسب کمک گرفته شده است.

در این کتاب، وینرچاک در مورد شیوهی انجام این کار توضیح میدهد و همچنین میگوید چگونه با دنبالکنندهها و مشتریهایتان بهطور عمیقتری از طریق رسانههای اجتماعی ارتباط برقرار کنید.

در این کتاب یاد خواهید گرفت چگونه محتوای بهیادماندنی و متمایز خلق کنید که در مقایسه با محتوای رقبایتان برتر باشد.

پ) کتاب رسانههای اجتماعی مدل کسبوکار به کسبوکار:

با تولید مشتری راغب از طریق وبلاگ، لینکدین، توییتر، فیسبوک، ایمیل و دیگر ابزارها به ابرستاره بازاریابی تبدیل شوید؛ نویسنده: کیپ بدنار (KippBodnar).

مدیر ارشد بازاریابی هاباسپات، کیپ بدنار (KippBodnar)، در مورد روشهایی مینویسد که کسبوکارهای کسبوکار به کسبوکار میتوانند با بهکارگیری آنها و از طریق بازاریابی رسانههای اجتماعی، مشتریهای راغب بیشتری تولید کنند و نرخ تبدیلشان را افزایش دهند.

روشهای کاربردی وجود دارد که میتوانید برای افزایش پایگاه دنبالکنندگانتان، جذب مشتری راغب و همچنین درک بازگشت سرمایهی راهبردهای مختلف بازاریابی رسانههای اجتماعی کسبوکار به کسبوکار از آنها استفاده کنید.

طرح بازاریابی در رسانههای اجتماعی

کار را از پایه شروع کنید و سپس جلو بروید؛ در ادامه مروری اجمالی به نحوهی ایجاد طرح بازاریابی در رسانههای اجتماعی از ابتدا خواهیم داشت.

مایلم به این طرح مثل سفری نگاه کنم که با خودروی شخصی میرویم. ابتدا کار را با هدفگذاری مسیر درست شروع میکنید؛ سپس راهی را که میخواهید از آن به هدف برسید انتخاب میکنید؛ بهطور منظم بررسی میکنید تا مطمئن شوید در مسیر درست قرارگرفتهاید و در طول مسیر کمی هم تفریح میکنید.

1. بهتر است از چه سایتهای رسانههای اجتماعی استفاده کنید

با اینکه رسانههای اجتماعی دارای ماهیتی یکسان هستند اما هر برند خصوصیات متمایز خود را دارد. قطعاً همگی رسانههای اجتماعی محسوب میشوند اما گوگل پلاس و توییتر را میتوان با مانتین دیو (Mountain Dew) و پپسی (Pepsi) مقایسه کرد. هر شبکه اجتماعی متمایز است و مخاطب، سبک و روشهای اثباتشده خود را دارد.

بهتر است شبکهی اجتماعی را انتخاب کنید که به بهترین شکل ممکن با راهبرد و اهدافی هماهنگ باشد که میخواهید در رسانههای اجتماعی به آنها برسید.

لازم نیست در تمام رسانههای اجتماعی فعال باشید؛ تنها در رسانههایی فعالیت کنید که برای شما و مخاطبینتان اهمیت دارد.

نکاتی وجود دارد که نهتنها میتواند به شما کمک کند کدام شبکههای اجتماعی را امتحان کنید بلکه میتواند بگوید بهتر است با چند شبکه کار کنید.

مخاطب: مشتریهای بالقوه شما کجا وقت میگذرانند؟ کدام شبکههای اجتماعی دارای دموگرافیک متناسب با مخاطبان شما هستند؟

زمان: چقدر زمان میتوانید به یک شبکه اجتماعی اختصاص دهید؟ در ابتدای کار به ازای هر شبکه اجتماعی حداقل یک ساعت اختصاص دهید. (وقتی راه و چاه را یاد گرفتید، ابزاری مثل بافر (Buffer) میتوانند موجب صرفهجویی جزئی در زمان شما شوند.)

منابع: لازم است با کدام کارکنان و چه مهارتهایی دستوپنجه نرم کنید؟ رسانههای اجتماعی مثل فیسبوک روی محتوای باکیفیت تأکید میکنند. رسانههای اجتماعی بصری مثل پینترست (Pinterest) و اینستاگرام از تصاویر و ویدئوها استفاده میکنند. آیا منابع لازم را برای ایجاد آنچه لازم است در اختیار دارید؟

برای اولین بخش این تصمیم میتوانید به تحقیقات در مورد مخاطبان و دموگرافیک رجوع کنید که درنتیجه پرسشنامههایی به دست میآید که شرکتهایی مثل مرکز تحقیقات پیو تنظیم میکنند.

بهعنوانمثال این شرکت اطلاعات کاملی از دموگرافیک فیسبوک، اینستاگرام، پینترست (Pinterest) و لینکدین دارد که سال گذشته جمعآوری کرده است. در ادامه به مقایسهای متناظر از دموگرافیک کاربران پلتفرمهای اصلی رسانههای اجتماعی میپردازیم.

2. تکمیل کامل پروفایل

یکی از بررسیهایی که هرماه در بافر (Buffer) باید انجام شود این است که تکتک پروفایلهای رسانههای اجتماعی بررسی میشود تا اطمینان حاصل شود عکس پروفایلها، عکسهای موجود در پشت پروفایلها، توضیحات مختصر در مورد کاربر و اطلاعات پروفایل همیشه بهروز و کامل باشد.

این کار، جزئی کلیدی از بررسی رسانههای اجتماعی است. پروفایل کامل بیانگر حرفهای بودن، برندینگ منسجم و نشانهای است که به بازدیدکننده میفهماند بهطورجدی میخواهید به جذب مخاطب بپردازید.

پروفایلها به دو بخش نیاز دارند: بصری و متنی

هدف در بخش بصری، پیوستگی و آشنایی با ابزارهای بصری است که در رسانههای اجتماعی استفاده میکنیم. عکس پروفایل اینستاگرام باید با عکس پروفایل فیسبوک یکی باشد. عکس بزرگتر موجود در پشت پروفایل در توییتر باید مشابه عکسی باشد که در لینکدین گذاشتهشده است.

برای ایجاد این تصاویر میتوانید از راهنمای اندازه تصاویر در رسانههای اجتماعی کمک بگیرید که جزییات دقیق ابعاد تصاویر در هر شبکه را به اطلاع شما میرساند. اگر میخواهید در وقت صرفهجویی کنید، میتوانید از ابزاری مثل کرلو (Crello) یا کانوا (Canva) استفاده کنید که نمونههایی از قبل ساختهشده و مطابق با اندازههای مناسب دارند.

برای بخش متنی، محدوده اصلی برای سفارشی کردن قسمت توضیحات در مورد خود/ اطلاعات است. تدوین توضیحات حرفهای برای رسانههای اجتماعی را میتوان به شش قانون ساده تقسیم کرد:

  • نمایشبده،نگو: «آنچه انجام دادهام» اغلب بیشتر از «کسی که هستم» جواب میدهد.
  • کلماتکلیدیرامتناسببانوعمخاطبانتانتنظیمکنید.
  • اززبانیسادهاستفادهکنیدولغاتتخصصیبهکارنبرید.
  • بهسؤالاتدنبالکنندگان احتمالی خود پاسخ دهید: «خدمات شما چه منافعی برای من دارد؟»
  • درموردخودتانصحبتکنید؛اینکاررابهشیوهای جذاب و خوشایند انجام دهید.
  • اغلباوقاتبهبررسیدوبارهاینمواردبپردازید.

3. پیدا کردن صدا و لحن

در این مرحله ممکن است وسوسه شوید تا مستقیم بروید سر اصل مطلب و شروع به اشتراکگذاری کنید! اما یک مرحله مانده... ورود شما به رسانههای اجتماعی متمرکزتر و بینقصتر است اگر از ابتدای کار صدا و لحنی برای محتوایتان پیدا کنید.

برای انجام این کار لازم است روی ایجاد پرسونای بازاریابی وقت بگذارید و در مورد نقاط قوت برتر اهداف و چرایی وجود شرکت و همچنین پایگاه مشتریانتان بحث کنید. تمام اینها عالی است اما برای شروعِ تدوین طرح بازاریابی در شبکههای اجتماعی میتوانید این فرآیند را کمی سادهتر کنید.

با سؤالاتی اینچنینی شروع کنید:

اگر برند شما یک شخص بود، چه خصوصیاتی داشت؟

  • اگربرندشمایکشخصبود،چهارتباطیبامصرفکننده داشت؟ (مربی، دوست، معلم، پدر و غیره)
  • بابیانصفتهایی توضیح دهید شرکت شما چه خصوصیاتی ندارد.
  • آیاشرکتهای دیگری هستند که خصوصیات مشابه شرکت شما را داشته باشند؟ چرا مشابهاند؟
  • میخواهید مشتریهایتان چه فکری در مورد شرکتتان کنند؟

در پایان این تمرین، بهتر است کار را با بیان چند صفت تمام کنید که صدا و لحن بازاریابی شما را توصیف میکند. مورد زیر را در نظر بگیرید تا در مسیر درست بمانید:

صدا خلاصهای از فعالیتها و چرایی وجود شرکت است؛ لحن کاربرد این توضیحات است.

میل چیمپ (MailChimp) فقط برای صدا و لحن خود وبسایتی مستقل ایجاد کرده است. در اینجا به بیان نمونهای از روش بهکارگیری این ویژگیها در ارتباطاتشان میپردازیم:

صدایی را بپرورانید که مشتریهایتان را خوشحال میکند، سپس مشتریهایتان باکمال میل عشق به شما را میگسترانند.

4. راهبردتان را برای انتشار مطالب انتخاب کنید

میزان ایدهآل برای انتشار در هرروز چقدر است؟ چند وقت یکبار باید به انتشار مطالب بپردازید؟ چه زمانی باید مطالب را منتشر کنید؟ چه چیزی را باید منتشر کنید؟ بهترین پاسخ برای سؤالات اینچنینی این است: بستگی دارد!

قسمت اعظم تجربهای که در رسانههای اجتماعی دارید در مورد هر مخاطب و جاویژهای است که در آن قرار دارید. روشی که برای شما مفید است ممکن است برای من جواب ندهد و تا وقتیکه عملاً امتحان نکنید نمیفهمید (در مرحله پنج شروع به امتحان عملی میکنیم).

بااینحال دادهها و دیدگاههای نسبتاً خوبی در مورد این وجود دارد که از کجا باید شروع کرد. در ادامه به بیان نکاتی میپردازیم که به نظرمان خوب است.

بهتر است چه چیزی را منتشر کنید؟

انتشار ویدئو برای جذب مخاطب ایدئال است.

استفاده از محتوای ویدئویی مستندات زیادی دارد که از دیگران نقلشده است- هنگام جستجوی خوراک اخبار فیسبوک و قسمت توییتهای دنبال شده در توییتر احتمالاً همهجا ویدئو میبینید.

دادههایی برای پشتیبانی از این نوع گرایش وجود دارد: پستهای ویدئویی بیشتر از هر نوع پست دیگری- با اختلاف بسیار زیاد- دیدهشده، به اشتراک گذاشته و پسندیده میشوند.

بر اساس گزارشهای بازسومو (BuzzSumo) که 68 میلیون پست فیسبوک را تحلیل کرده است، در فیسبوک پستهای ویدئویی بهطور متوسط به میزان بیشتری نسبت به پستهای لینکی و تصویری، مخاطبان را جذب میکنند.

بر اساس گزارشهای توییتر، احتمال ریتوییت ویدئوها 6 برابر عکسها و 3 برابر گیفها در پلتفرم توییتر است.

راهبرد 4:1

حال که میدانید چه چیزی جواب میدهد میتوانید انواع مختلف بهروزرسانیهایی را که در ادامه ذکر میکنیم بهصورت راهبردی منسجم درآورید. یکی از سیستمهای موردعلاقه من سیستمی است که توسط تأسیس یار بافر «Joel Gascoigne» استفاده میشود. این سیستم به این شیوه کار میکند:

  1. با 6 نوع از بهروزرسانیهای پایهای که همه ما منتشر میکنیم شروع کنید: بهروزرسانیهایی بهصورت لینک، ویدئو، تصویر، نقلقول، به اشتراکگذاری دوباره و متن ساده.
  2. بهروزرسانی «اصلی» خود را انتخاب کنید: یک نوع از بهروزرسانیها را انتخاب کنید که عمده اشتراکگذاریهایتان به آن صورت باشد.
  3. از نرخ 4:1 به اشتراکگذاری استفاده کنید: به ازای هر بهروزرسانی «اصلی»، یک نوع متفاوت برای تنوع منتشر کنید.

به این شکل دنبال کنندههای شما میدانند چه انتظاری از شما داشته باشند و شما میتوانید از نوع خاصی از روش به اشتراکگذاری استفاده کنید که اشکالزدایی و آزمودن را راحتتر میکند.

شاید نخواهید دقیقاً بهروزرسانیهای مشابهی را در هر شبکهی اجتماعی منتشر کنید. بهروزرسانیهایتان را به شیوهی متمایزی بنویسید تا با روشهای اثباتشده، فرهنگ و زبان هر شبکه مطابقت داشته باشد.

چند وقت یکبار باید به انتشار مطالب بپردازید؟

اطلاعات جذاب زیادی در مورد این وجود دارد که هرچند وقت یکبار باید در رسانههای اجتماعی پست گذاشت. برخی عوامل که ممکن است روی تعداد دفعات به اشتراکگذاری شما تأثیر داشته باشند میتوانند شامل صنعت، میزان دسترسی، منابع و کیفیت بهروزرسانیهایتان باشند. شبکهی اجتماعی که از آن استفاده میکنید روشهای تجربی مختص خود را نیز دارد.

اگر مردم بهروزرسانیهایتان را دوست داشته باشند؛ معمولاً همیشه میتوانید بدون دردسر پستهای بیشتری ارسال کنید.

در ادامه به ارائه راهنماییهایی میپردازیم که بر اساس تحقیقی بسیار مفید در مورد تعداد دفعات انتشار پستها، به تعداد محدود، در رسانههای اجتماعی انجامگرفته است.

  • فیسبوک: یک یا دو بار در روز
  • اینستاگرام: یک یا دو بار در روز
  • بخش استوریهای اینستاگرام: 8 تا 16 استوری، دو بار در هفته
  • توییتر: 3 تا 10 بار در روز
  • لینکداین: یک یا دو بار در روز
  • پینترست: 5 تا 10 بار در روز
  • اسنپچت: 5 تا 20 بار در هفته

چه زمانی باید به انتشار مطالب بپردازید؟

ابزارهای مفید زیادی وجود دارند تا به شما نشان دهند بهترین زمان در هرروز برای انتشار پست در فیسبوک، توییتر و دیگر پلتفرمها چه وقتی است.

این ابزار، دنبالکنندگان شما و تاریخچهی پستهایتان را بررسی میکنند تا بفهمند چه زمانی مخاطبانتان آنلاین هستند و با توجه به سابقه انتشار مطالبتان، چه زمانی مناسبترین وقت برای به اشتراکگذاری بوده است.

حال کسی که تازه شروع به کار در این شبکههای اجتماعی کرده و هیچ مخاطب یا تاریخچهای ندارد باید چهکار کند؟

دوباره الآن همان وقتی است که روشهای تجربی به کار میآیند. شاید مفیدترین (و دوستداشتنیترین) اطلاعنگاشتی که در مورد زمانبندی دیدهام توسط سام آل (SumAll) منتشرشده است که تحقیقات مرتبط با زمانبندی سایتهایی مثل «Visual.ly»، «Search Engine Watch» و «Social Media Today» را تفسیر کرده تا بتواند ابزار بصری فوقالعاده خود را خلق کند. در ادامه بهمرور اجمالی نتایج تحقیقات آنها در مورد زمانبندی میپردازیم (تمام زمانها بر اساس منطقه زمانی شرقی درجشدهاند).

توییتر: روزهای هفته، 1 تا 3 بعدازظهر

فیسبوک: روزهای هفته، 1 تا 4 بعدازظهر

لینکداین: 7 تا 8:30 بعدازظهر و 5 تا 6 بعدازظهر (سهشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه)

تامبلر: 7 تا 10 بعدازظهر (روزهای هفته)؛ 4 بعدازظهر (جمعه)

اینستاگرام: 5 تا 6 بعدازظهر (روزهای هفته)؛ 8 بعدازظهر (دوشنبه) و زمان طلایی 6 بعدازظهر

پینترست: 2 تا 4 بعدازظهر و 8 تا 11 بعدازظهر (روزهای هفته)؛ تعطیلات آخر هفته بهترین زمان برای انتشار است

گوگل پلاس: روزهای هفته، 9 تا 11 صبح

پیشنهاد میکنم در ابتدای کار، این زمانها را (پس از تبدیل به زمان محلی خود) بهعلاوه چند زمان تصادفی امتحان کنید.

مدتی که از انتشار پستها گذشت، میتوانید از اطلاعات و ابزارهای خودتان مثل دیدگاههای فیسبوک (Facebook Insights)، دیدگاههای اینستاگرام (Instagram Insights) و فالوروانک (Followerwonk) استفاده کنید تا بهترین زمان را برای انتشار مطالب برای برندتان پیدا کنید و راهبرد به اشتراکگذاری مطالب را اصلاح نمایید.

5. تحلیل کنید، بیازمایید و تکرار کنید

به یاد میآورید در مورد این صحبت کردیم که به اشتراکگذاری مطالب در رسانههای اجتماعی کوششی بسیار فردی و خاص است؟ احتمالاً آمارتان این حقیقت را تأیید خواهد کرد.

هرقدر بیشتر به انتشار مطالب بپردازید، بیشتر میفهمید کدام محتوا، زمانبندی و دفعات انتشار برای شما مناسب است.

از کجا میفهمید؟ بهترین راه این است که از یک ابزار تحلیل رسانههای اجتماعی استفاده کنید. اغلب شبکههای اجتماعی اصلی دارای ابزار تحلیل پایهای هستند که در سایتشان تعبیهشده اما گشتن و پیدا کردن این اطلاعات از داشبوردی که همهچیز باهم در آن گنجاندهشده کمی راحتتر است.

این ابزار (مثلاً من از ابزار تحلیل بافر-Buffer استفاده میکنم) میتوانند به شما با جزییات نشان دهند هر پست چگونه در قسمتهای مهم بازدید، کلیک، به اشتراکگذاری، پسندیده شدن و نظرات عمل کرده است. کدام آمار رسانههای اجتماعی از بقیه بهتر است؟ ما از بررسی هر یک از این آمارهای اصلی و آمار ترکیبی جذب مخاطب بر اساس هر پست به نتایجی رسیدهایم. آمار نهایی بهتدریج به ما دیدگاه خوبی در مورد نحوهی عملکرد محتوای رسانههای اجتماعیمان میدهد؛ سپس میتوانیم ازاینجا شروع کنیم به آزمایش و تکرار.

یکی از راههای تحلیل عملکرد به این شکل است:

معیار سنجش تعیین کنید. پس از دو هفته یا یک ماه از زمان شروع انتشار مطالب میتوانید به آمارتان برگردید و تعداد متوسط کلیک، به اشتراکگذاری، پسندیده شدن و نظرات را به ازای هر پست پیدا کنید. این میشود معیار سنجش شما که روندی ادامهدار است. میتوانید با رشد دنبال شوندگی و تأثیرگذاری خود، هر زمان که مایلید برگردید و این عدد را بهروزرسانی کنید.

چیز جدیدی را امتحان کنید. ما از هرگونه آزمون استقبال میکنیم. در حال حاضر در اواسط اجرای چند آزمون روی حساب فیسبوکمان هستیم. آیا ویدئوهای زنده در فیسبوک نسبت به ویدئوهای از پیش ضبطشده بازدید بیشتری دارند؟ مدتزمان ویدئو اهمیت دارد؟ ما اغلب راهبردهای جدیدی از دیگران میشنویم یا ایدهای جدید میگیریم و سپس فوراً آن را میآزماییم.

مفید بود؟ آمار آزمون خود را با آمار معیار سنجشتان مقایسه کنید. اگر عملکرد آزمون بهتر بود، میتوانید تغییرات مدنظر را در راهبرد همیشگیتان اعمال کنید. وقتیکه آزمایشتان به اتمام رسید، چیز جدیدی را بیازمایید.

6. خودکارسازی، تعامل و گوش کردن

آخرین قطعه پازل طرح بازاریابی در رسانههای اجتماعی شامل داشتن سیستمی است که میتوانید دنبال کنید تا در صدر بهروزرسانیها قرار بگیرید و با جامعه مدنظرتان در تعامل باشید.

برای شروع، انتشار محتوای رسانههای اجتماعیمان را خودکار کنید.

ابزاری مثل بافر (Buffer) به شما اجازه میدهد تمام محتوایی را که میخواهید بهطور یکجا ایجاد کنید و سپس همهچیز را در صف قرار دهید تا طبق هر زمانبندی که انتخاب میکنید منتشر شود. خودکارسازی سلاح سری است که موجب پیوستگی به اشتراکگذاری مطالب به شکلی مؤثر و روزانه میگردد.

البته طرح شما با خودکارسازی تمام نمیشود. رسانه اجتماعی به تعامل نیز نیاز دارد. وقتی مردم با شما صحبت میکنند، شما نیز باید با آنها صحبت کنید. در طول روز مدتزمانی را به پیگیری مکالماتی اختصاص دهید که در رسانههای اجتماعی رخ میدهد. این مکالمات با مشتریهای بالقوه، منابع، دوستان و همکاران انجام میشود. اصلاً نمیتوان آنها را نادیده گرفت چون مهماند!

یکی از روشهای عقب نماندن از مکالمات مرتبط به شما و شرکتتان، ایجاد سیستمی برای شنیدن و تعامل است. ابزارهایی مثل بافر (Buffer)، ریپلای (Reply) و منشن (Mention) تمام نظرات و منشنهای موجود در رسانههای اجتماعی مرتبط به پستهایتان را در یکجا جمع میکنند تا بتوانید بهسرعت به دنبال کنندگانتان پاسخ بدهید.

با کسی که در رسانههای اجتماعی تازهوارد است چه چیزی را باید به اشتراک گذاشت؟

ایجاد طرح بازاریابی در رسانههای اجتماعی، مرحلهای بزرگ در جهش بهسوی رسانههای اجتماعی است. اگر رسانههای اجتماعی بهطور همزمان هیجانانگیز و گیجکننده به نظر میرسند، با یک طرح شروع کنید. وقتی این برنامهی منسجم را جلوی خود قرار دهید، پیشبینی آنچه بعداً اتفاق میافتد کمی سادهتر است.

  • شبکههایتان را انتخاب کنید
  • اطلاعاتتانراکاملکنید
  • صدایخودراپیداکنید
  • راهبردخودراانتخابکنید
  • تحلیلکردهوبیازمایید
  • خودکارسازیکردهوبهتعاملبپردازید

بازاریابی در رسانههای اجتماعی را شروع کنید

با در نظر گرفتن اینکه امروزه میلیاردها نفر در رسانههای اجتماعی فعالیت دارند، فهمیدن اینکه چرا کسبوکارها و بازاریابهای بسیار زیادی از این کانال برای تبلیغ محصولات و تعامل با مشتریهایشان استفاده میکنند آسان است.

اگرچه تعیین نحوهی کار رسانههای اجتماعی شرکتتان به نظر ترسناک میآید اما میتوانید با درک گرایشهای بازاریابی رسانههای اجتماعی و استفاده از برخی از منابع بسیاری که در این زمینه موجود است از سردرگمی جلوگیری کنید.

پس همین امروز کار روی راهبرد بازاریابی رسانههای اجتماعی کسبوکارتان را شروع کنید تا تعداد دنبال کنندگان، تعاملات و نرخ تبدیلتان را بالا ببرید.

آیا فعالیتی در جهت بازاریابی شبکه های اجتماعی خدمات/محصولات خود انجام داده اید؟

چه تجربیاتی در این زمینه دارید؟

بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی چه چالش هایی پیش روی شما گذاشته است؟

سوالات و نظرات خود را با ما در میان بگذارید. کارشناسان ما آماده پاسخگویی و مشاوره در کلیه زمینه های فعالیت شبکه های اجتماعی می باشند.

همچنین می توانید با وارد کردن ایمیل/شماره تماس خود در این صفحه از خدمات و پکیج های بازاریابی شبکه های اجتماعی آران بهره مند شوید.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
Profile Pic
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    چت باکس
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 2
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 3
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 4
  • بازدید ماه : 6
  • بازدید سال : 12
  • بازدید کلی : 12
  • کدهای اختصاصی